{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆یه گارسون روس که توی یه رستوران در ایته وون کار می‌کنه،

☆یه گارسون روس که توی یه رستوران در ایته وون کار می‌کنه، داستان دیدن جونگکوک در ماه فوریه رو تعریف کرده.☆
(♡:جونگکوک همراه یکی از دوستاش برای خوردن دو تا آبجو به رستوران رفته بود. گارسون فوراً شناختش و برای دوستش کاغذ و قلم برد تا از جونگکوک امضا بگیره، اما همین باعث شد بقیه‌ی مشتری‌ها هم متوجه حضورش بشن و برای عکس گرفتن سراغش بیان. جونگکوک با همه خیلی محترمانه برخورد کرد و باهاشون عکس گرفت، ولی درخواست‌ها تمومی نداشت. در نهایت کارکنان و مدیر رستوران وارد عمل شدن و جلوی ادامه‌ی عکس گرفتن رو گرفتن تا جونگکوک بتونه با خیال راحت نوشیدنی‌ش رو بخوره. بعد هم با دوستش حساب رو پرداخت کرد و از رستوران رفت. گارسون روس از اینکه باعث جلب توجه بقیه شده بود احساس بدی داشت، چون فکر می‌کرد جونگکوک نتونسته با آرامش آبجوش رو بخوره، ولی از طرفی خوشحال بود که دیده جونگکوک کنار آرمی‌ها وقت خوبی داشته.💜)


«من جاش بودم از اذاب وجدان تشنج میکردم،من اگر روزی پسرا رو ببینم از دور نگاهشون میکنم که خدایی نکرده ناراحت یا معذب نشن»
دیدگاه ها (۰)

یه گارسون روس که توی یه رستوران در ایته وون کار می‌کنه، داست...

ماشاءالله...خدا حفظش کنه...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴²(نایون+...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صدای باران از پشت شیشه‌های کاف...

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

#pain#P¹¹¹#Season²_ کجا داری میری، برسونمت. + جایی نمیرم اگر...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط