(سناریو انیمه ناروتو )

(سناریو انیمه ناروتو )

نام داستان : روباه و گربه

** پارت ۲**

وقتی میرسن اونجا کاکاشی در میزنه ویه صدای آشنا میگه که برن داخل


ایروکا : بیاید داخل


کاکاشی در رو باز میکنه و یک دفعه ناروتو از دیدنه ایروکا سنسه ذوق میکنه و میپره بغل ایروکا


کاکاشی : ایروکا تو اینجا چیکار میکنی؟ پس هوکاگه ساما کجا هستن؟؟


ایروکا : آخ ناروتو بیا پایین ، خب هوکاگه ساما کاری براشون پیش اومد من به جایه ایشون اینجام


کاکاشی : ما قرار بود مأموریتی از هوکاگه ساما بگیریم اگه میشه مأموریتمون رو بهمون بده


ایروکا :عا آره درسته بهم گفته بودن ، ماموریت تیمه ۷ بزار ببینم ...............ایناهاش پیداش کردم مأموریت تیم ۷ که درجه Bهستش


بعد یه طوماری رو به کاکاشی داد و ادامه داد : مأموریت شما مربوط میشه به یه گل ناشناخته، این گل هر صد سال یک بار رشد میکنه ویک جای ثابت نداره الان صد سال شده و این گل در نزدیکیه یکی از روستاهای مرزی رشد کرده این گل در صد سال های گذشته در دهکده ها و کشور های دیگه رشد کرده ولی وقتی کسی رو فرستادن که گل رو بچینه دیگه اون شخص بر نگشته و حتی خود گل هم ناپدید شده مأموریت شما اینکه این گل رو پیدا و بعد بچینیدش و به دهکده بیارید تا روش آزمایشاتی کنیم و بفهمیم که چرا اونایی که فرستاده شدن تا گل رو بچینن دیگه بر نگشتن باید خیلی مراقب باشید چون گل خیلی حساسه و اینکه امید وارم شما از پسه این مأموریت بر بیاید

کاکاشی :خب فهمیدم پس ما میریم سراغ مأموریت

قبل از اینکه برن یه نگاهی به طومار میاندازن و میبینن محدوده ای که دورش خط کشیده شده تا دنبال گل بگردن هیچ گلی وجود نداره فقط درخت و چمنه و این کارشون رو راحت میکرد


بعد از نگاه کردن به طومار رفتن و وسایلشون رو جمع کردن و راه افتادن و بعد از ۲روز ۱شب تیم ۷ به محل تعیین شده رسیدن و جستوجو رو صبح روزه بعد شروع کردن


کاکاشی : چون این محدوده ای که مشخص شده خیلی بزرگه باید تقسیم بشیم ، ناروتو و ساسکه یک گروه و منو ساکورا هم یه گروه میشیم و دنبال گل میگردیم

ساکورا :هی کاکاشی سنسه چرا همیشه باید ناروتو و ساسکه— کون تیم بشن ها؟؟

کاکاشی : توکه باید بهتر بدونی ، من این کارا رو میکنم تا کار تیمیشون پیشرفت کنه و باهم کنار بیان

ساکورا سرش رو به نشانه رضایت تکون میده و شروع میکنن به حرکت و دنبال گل گشتن


عکس گل هم بعداً میزارم فعلاً خداغظ 🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗
دیدگاه ها (۵)

سناریو اوبیکاکا

صبح:همه بیدار شدن به جز میزوکی سو داره با نیری صبحانه درست م...

#افشاگری #حقیقت #اعتراف #پهلوی #هویداجوونهایی که بی تحقیق و ...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

این پارت رو یادم رفتDo I love him, or do I hate him?P³²ویو ج...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#متن #حرف #سخن #حرف_دل#پند #پندانه #ن...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ . ....

جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان شوگا : نمیخوا...

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط