(((( عشق ممنوعه ))))

(((( عشق ممنوعه ))))
پارت اول
شخصیت های اصلی

شادی = ۲۰ ساله دختر خوب و با خانواده متوسط

پرهام = ۲۲ساله بد بوی و خر پول و دختر باز

پریا   =  ۲۰ ساله پسر باز وبا خانواده متوسط

امیر  =۲۲ساله نسبتا بد بوی وخر پول

قضیه اینه ک یه دختر جدید میاد دانشگاه ک شادیه وو سعی میکنه به اونجا عادت کنه و بقیش و با گذر پارت ها میبینیم

نکته : زندگی کلا متفاوته اینجا مثل خارج

شادی: امروز قرار بود برم به دانشگاه جدیدم بعد کلی ذوق و آماده شدن رفتم دانشگاه

ویو کلاس
مثل همیشه دخترا دور پرهام و امیر بودن و باهاشون لاس میزدن ک استاد و اومد و همه نشستن

استاد : سلام ب همگی قبل از اینکه درسو شروع کنیم بیاین با دانشجو انتقالیمون آشناتون کنم شادی جان بیا تو و خودتو معرفی کن

شادی : سلام من شادیم از آشنایی باهاتون خوشحالم :)
ورفتم نشستم سر جام

امیر : معلومه مثل بقیه نیس اینجا تحمل نمیکنه زیاد

پرهام : هه

کلاس تموم شد و همه رفتن

شادی : داشتم وسایلمو جمع مزکردم و یه دختری اومد پیشم

پریا : سلام من پریام  میخوای دانشگاه رو نشونت بدم برناممون هم یکیه

شادی : هوم البته ممنون میشم :)
پریا همه جا رو نشونم داد و رفتیم توی کافه اونجا

پریا : خب چطور بود

شادی : خیلی خوب و بزرگه اینجا مرسی ک نشونم دادی یهو چشم خورد به دوتا پسر ک با چند تا دختر بودن

پریا : اوه راستی سمت اونا هم نرو اسم اون دوتا خر پول پرهام و امیره نزدیکشون نشی زندگی آرومتری داری

شادی : واسه چی

پریا : اونا خیلی خر پولن ک ب کنار دختر بازم هستن
با کل دخترای دانشگاه خوابیدن

شادی: اوه

پایان پارت اول
دیدگاه ها (۱۸)

برده عمارت جئون

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

#برادر ناتنی من

•~•~•پیوند اجباری : قسمت دوم•~•~• + جعون ا/ت... که تهیونگ د...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

رمان:: 🫧" عشق عجیب ما "🫧آشنایی با شخصیت ها:: لی ــ سومی: ( ه...

بیو هانا:من هانا امیه دختر معمولی دانشجو ام و رشتم هنر و ارت...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط