{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادر دوست داشتم؛ پاشوببین

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادر دوست داشتم؛ پاشوببین چه برفی اومده..!
برف ده سالگی ام را بخاطر آدم برفیهایش
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار وتعطیلی هایش!
برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکارم یخ زده بود..
برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایمان روی برف تازه نشسته..!
برف از سی سالگی به بعد...
فقط سرد بود و سرد بود و سرد بود......
دیدگاه ها (۱)

Twenty

سناریو

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط