آن جمعه اي كه روز ظهور تو ميشود

آن جمعه اي كه روز ظهور تو ميشود

دلهاي ما سراچه ي نور تو ميشود

گرد و غبار جاده ي دل را گرفته ام

روزي دلم مسير عبور تو ميشود

چشمان خيس من كه به راه تو مانده

است
شرمنده ي دو پلك صبور تو ميشود

ارديبهشت ميشود اسفند باغ ما

روزي كه سبز عطر حضور تو ميشود

اين جمعه هم گذشت چرا پس

نميرسد؟

آن جمعه اي كه روز ظهور تو ميشود

اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۲)

جاده بی راهه

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p70لبخند هوانگ آروم محو شد._«پس بریم درب...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

#pain#P¹¹³#Season²در طول مسیر به یک موسیقی بی کلام گوش میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط