پارت ۱۰
از زبان گیو
لباسم رو پوشیدیم و رفتم پیشه ایگورو و شینوزاگاوا
سلام ایگورو و سلام شینوزاگاوا
ابانای: سلام باز چته
سانمی:راست میگه باز چه مرگته
ام..ام راستش من به یه دختر علاقه پیدا کردم اما نمیدونم چجوری بهش بگم
ابانای با عصبانیت:اون دختر کانروجی سان که نیست هستت😡؟؟؟؟
سانمی باخشم :کانائه نیست هست؟؟؟؟
نه بابا من عاشق کوچو شینوبو شودم
اما نمیدونم چطوری بهش بگم
ابانای و سانمی هم زمان ما کمکت میکنیم
بچهها ببخشید که این پارت هم کوتاه بود اما پارت بعدی خیلی خیلی تولانی هستش پس تا پارت بعدی خدا نگهدار
لباسم رو پوشیدیم و رفتم پیشه ایگورو و شینوزاگاوا
سلام ایگورو و سلام شینوزاگاوا
ابانای: سلام باز چته
سانمی:راست میگه باز چه مرگته
ام..ام راستش من به یه دختر علاقه پیدا کردم اما نمیدونم چجوری بهش بگم
ابانای با عصبانیت:اون دختر کانروجی سان که نیست هستت😡؟؟؟؟
سانمی باخشم :کانائه نیست هست؟؟؟؟
نه بابا من عاشق کوچو شینوبو شودم
اما نمیدونم چطوری بهش بگم
ابانای و سانمی هم زمان ما کمکت میکنیم
بچهها ببخشید که این پارت هم کوتاه بود اما پارت بعدی خیلی خیلی تولانی هستش پس تا پارت بعدی خدا نگهدار
- ۸.۷k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط