پارت ۱۰

از زبان گیو

لباسم رو پوشیدیم و رفتم پیشه ایگورو و شینوزاگاوا
سلام ایگورو و سلام شینوزاگاوا

ابانای: سلام باز چته
سانمی:راست میگه باز چه مرگته

ام..ام راستش من به یه دختر علاقه پیدا کردم اما نمیدونم چجوری بهش بگم
ابانای با عصبانیت:اون دختر کانروجی سان که نیست هستت😡؟؟؟؟

سانمی باخشم :کانائه نیست هست؟؟؟؟

نه بابا من عاشق کوچو شینوبو شودم
اما نمیدونم چطوری بهش بگم


ابانای و سانمی هم زمان ما کمکت میکنیم


بچه‌ها ببخشید که این پارت هم کوتاه بود اما پارت بعدی خیلی خیلی تولانی هستش پس تا پارت بعدی خدا نگهدار
دیدگاه ها (۸)

اتاق هفتمپارت دومهمین جوری زل زده بودم به اتاق که یهو دوتا د...

پنهان عشق

سلام...چطورید دخترام؟؟دخترا الان ساعت00:13هستش و من تازه یچی...

Part ³⁶ویو جونگکوکرسیدیم عمارت پیاده شدم و درو واسه فسقلی با...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 6+ممنونم.. _همینو برمیدا...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۹**نویسنده**ایزوکو داشت میرفت سمت کا...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 014"""""""""""""""""""""""""""""""...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط