وقتی تصادف میکنی....

وقتی تصادف میکنی....
p3

مرد کت و شلوار موردعلاقه دخترک رو پوشید و به سمت محل زندگی جدید دختر حرکت کرد …
از ماشینش پیاده شد و به سمت قبر عشقش حرکت کرد …. کنارش نشست
لینو:ات من برگشتم …از دیروز تا حالا حالت چطوره ؟
پسرک لبخند دردناکی روی صورتش شکل گرفت ..
لینو:ات …خیلی دلم برات تنگ شده ای کاش اینجا بودی واقعا دلم برای صورتت ، موهای مخملیت ، بغل کردنات حتی غر غر کردنات تنگ شده ….
لینو اشکی که روی گونه هاش بود رو پاک کرد و نگاهی به قبرت انداخت
لینو: اه ببخشید اگه ناراحت کردم …اوه راستی چند روز دیگه تور جهانی‌مون شروع میشه ممکنه واسه یه ماه نتونم بهت سر بزنم ولی …
دستشو روی قلبش گذاشت و به حرفش ادامه داد …
لینو: ولی قلبم همیشه و همیشه اینجا پیش توعه …
از کنارت بلند شد و نگاهی برای آخرین بار به قبرت انداخت
لینو: خدافظ عزیزم

https://wisgoon.com/yura88
دیدگاه ها (۸)

یک سگ زیادی ولگرد

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#درخواستیپارت آخرویو...

پارت ۱۹۵

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

قسمت ۸ فردا صبح، وقتی جونگ‌کوک با سردرد از خواب بیدار شد و ر...

دو پارتی از هیسونگپارت اول «هیسونگ، گوشیمو بده!»ات وسط اتاق ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط