{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو پارتی از هیسونگ

دو پارتی از هیسونگ
پارت اول
«هیسونگ، گوشیمو بده!»
ات وسط اتاق دنبالش می‌دوید، درحالی‌که هیسونگ گوشی او را بالای سرش گرفته بود و با خنده به صفحه‌اش نگاه می‌کرد.

هیسونگ: «اوه اوه! این کیه که نوشته دلم برات تنگ شده؟!»
ات با وحشت گفت: «بذار زمین! اون دوستمه، احمق!»
هیسونگ: «دوستت؟ پس چرا قلب فرستاده؟ ❤️»
ات ناگهان ایستاد، دست‌به‌سینه شد و با لبخند شیطنت‌آمیزی گفت: «وای، نکنه حسودی می‌کنی؟»
هیسونگ برای یک لحظه ساکت شد.
بعد خندید و گفت: «من؟ به تو؟ خواب دیدی!»
ات ابرویش را بالا انداخت.
«پس گوشیمو بده برم بهش جواب بدم. شاید دعوتم کنه بیرون.»
هیسونگ فوراً گوشی را پایین آورد.
«کجا؟ با کی؟»

ات زد زیر خنده.

«دیدی حسودی می‌کنی؟!»

هیسونگ گوشی را روی مبل انداخت و با قیافه‌ای جدی گفت: «خیلی خب. برو. اصلاً به من چه!»
ات انتظار هر جوابی را داشت جز این.
لبخندش محو شد.
«باشه، می‌رم.»
کیفش را برداشت و به سمت در رفت.
هیسونگ که فکر نمی‌کرد واقعاً برود، با تعجب دنبالش کرد.

«ات؟! کجا داری می‌ری؟»
ات در را باز کرد و با لبخند گفت: «قرار دیگه! مگه نگفتی به تو چه؟»
و در را بست.

هیسونگ چند ثانیه به در خیره ماند.
«این دختره رسماً روانیم می‌کنه!»


هالوووووووو
اینم از دو پارتی هیسونگ پارت اولش ببخشید که بده شرمنده

#enhypen
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۴| پیام صبحگاهی م...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

تک پارتی از جونگون «جونگــــون! گوشیمو بده ببینم!» 😤📱جونگون ...

پارت بعدی 🎀***شب شده بود و همه دوباره توی پذیرایی جمع شده بو...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟐ناگهان یکی از انگشتای ات تکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط