✅ قدر چشماتونو بدونید!

✅ قدر چشماتونو بدونید!

✍ یکی از دوستان نزدیکم که در سن سی سالگی بر اثر یک بیماری از هر دو چشم نابینا شده همراه همسر و دو فرزندش ، رفته بود مشهد که در حین راه رفتن می خورد به یک خانم رهگذر. زن هم سر او داد می زند که: « مرتیکه! مگه کوری؟! »و او در پاسخ گفته بود : « بله ! » ولی دلش بدجور شکسته بود و همسرش سر این ماجرا زار زار گریه می کرد...

یکی از حسرت های همیشگی این دوست عزیزم که بعد از نابینا شدنش تشکیل زندگی مشترک داد و صاحب دو فرزند شد ، دیدن چهره همسر و فرزندانش است.از همسرش دائم می پرسد که پسرم یا دخترم چه شکلی هستند؟روی صورت آنها دست می کشد و صورت زیبای آنها را تصور می کند و...

👈 حالا چرا این مطلب را نوشتم : خبر رسید بنده خدا دوستم پس از مسواک زدن ، سر همسرش داد زده است که: «مگر نمی بینی این خمیر دندون فاسد شده چرا عوضش نمی کنی؟!»،کاشف به عمل می آید که او اشتباهی به جای خمیر دندان از کرم موبر استفاده کرده است ! زندگی با یک فرد نابینا قلق های خاص خودش را دارد...

قسمتی از نوشته جلال محسنی در :
Virgool.io

@Aavaonava
دیدگاه ها (۰)

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا کسی میپرسد: با این ...

🔻شاید یکی از مصداق هاهمین تجمعات باشد!✨ رسول‌الله صلی‌الله‌ع...

👑 هِرا؛ ملکه‌ای که همسرش هرگز به او وفادار نماندهِرا، دختر ک...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط