رمان جادوی سیاه

جادوی سیاه
پارت هفت
دیگه آخر شب بود میخواستم بخوابم که یهو یه گربه نارنجی با پاهای کج دیدم که یه ورقه رو دور پاهاش با نخ بسته بودن دقت کردم عه اینکه کج پا گربه ی هرماینیه
کج پا اومد و نشست رو پای من اروم ورقه رو از پاش باز کردم و خوندم(گربه رو دنبال کن چیزایی هست که باید بفهمی و نذار کسی بفهمه و دنبالت بیاد)
حرفای پرفسور لوپین توی سرم تکرار شد
(حرفای لوپین)
(اون ممکنه سعی کنه تو رو ببینه ازت میخوام که مراقب باشی و به هیچ وجه تا جایی که میتونی از دیدار با سیریوس جلوگیری کنی.
میدونم اون پدرته ولی اون مرد ۱۳ ساله که توی ازکابان بوده خودت دیوانه ساز هارو دیدی و الان مطمئنم که سیریوس دیونه شده پس منطقی باش باشه).
تقریبا مطمئن بودم نامه از طرف پدرمه ولی وقتی انقد به گذشته به کشف حقیقتی که همه مخفیش میکنن نزدیکم چجوری میتونم منطقی باشم به هر حال اون پدرمه
نمیتونستم......نمیتونستم نرم
رو به گربه کردم پشت گوششو خاروندم و بعد که از جاش بلند شد دنبالش رفتم.
#رمان #هری_پاتر #جادوی_سیاه #معرفی #دراکو_مالفوی #متیو_ریدل #تام_ریدل #ولدمورت #دامبلدور #سیریوس_بلک #ریموس_لوپین #سوروس_اسنیپ #معرفی #کرکتر
دیدگاه ها (۲)

زیبای کوچک فریبکار

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1 از زبان نویسنده دوتایی داشتن به...

هیلی بلک رمانمون#رمان #هری_پاتر #جادوی_سیاه #معرفی #دراکو_ما...

معرفی کرکتر رمان جادوی سیاه

معرفی کرکتر رمان جادوی سیاه

معرفی کرکتر رمان جادوی سیاه

کرکتر رمان جادوی سیاه

فرزند نفرین شده

جادوی سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط