{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشی

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشی
احساس تو کافی ست، چه متن و چه حواشی

از خویش گذشتم، بِبَرم خاک کن - اما
شعرم چه؟ نه! بی ذوق مبادا شده باشی

می خواستم از تو بنویسم که مدادم
خندید: چه مانده است مرا تا بتراشی

مجموعه ی آماده ی نشرم - خبرِ بَد
یک خالی پُر، خط به خط اش روح خراشی

شصت و سه غزل له شده در زلزله ی من
شصت و سه نفس، شصت و سه حس متلاشی

نفرین نه، سوال است: چگونه دلت آمد -
بارانم! اسیدانه به من زخم بپاشی؟
دیدگاه ها (۱)

تا تو رفتی سایه شد،خورشید رفت ابر آمد، ساعتی بارید، رفتباز ا...

بیا دوباره به چشمان هم نگاه کنیمبیا دوباره در این باره ، اشت...

به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیستکنــــار سینی چـــای...

دلم یخ میزند گاهی دراین سرمای تنهایی شبم قندیل میبندد از ا...

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ست، چه متن و ...

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ست، چه متن و ...

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ست، چه متن و ...

چگونه دلت آمددلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ...

@taninای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط