{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشی

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشی
احساس تو کافی ست، چه متن و چه حواشی
از خویش گذشتم، بِبَرم خاک کن - اما
شعرم چه؟ نه! بی ذوق مبادا شده باشی
می خواستم از تو بنویسم که مدادم
خندید: چه مانده است مرا تا بتراشی
مجموعۀ آماده ی نشرم - خبرِ بَد
یک خالی پُر، خط به خط اش روح خراشی
شصت و سه غزل له شده در زلزلۀ من
شصت و سه نفس، شصت و سه حس متلاشی
نفرین نه، سوال است: چگونه دلت آمد -
بارانم! اسیدانه به من زخم بپاشی؟

محمدعلی بهمنی
دیدگاه ها (۷)

چگونه دلت آمددلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ...

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ست، چه متن و ...

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ست، چه متن و ...

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ست، چه متن و ...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط