silence part 7

ویو تهیونگ
دختره ی عوضی عین باباش حرومزاده است من باید از اینجا بیام بیرون جونگکوک جونگکوک تنها اسمی که میاد تو ذهنم
+ به فکر فرار نباش
- نیستم
+ خب بگو چرا بابام رو کشتی
هیچ وقت نباید بفهمه که من نجاتش دادم
- به تو چه من یه قاتلم هر کسی رو میمیکشمت
بغض داخل چشمانش به طور قورت دادن اب گلویش متوجه شدم
+ خیلی .. بیخیال الان میکشمت به خدا ( خنده عصبی)
من دیگه هیچی نگفتم منتظر موقعیت بودم
+ اقای کیم یا درست جوابمو میدی یا برات بد میشه
- چه فرقی داره اون مرده
مشت محکمی بهم زد عوضی
ویو ا/ت
خیلی داره میره روی اعصابم اما تا مدارک و اینکه چرا پدرم را کشته نَگه نمیکشمش به ساعت نگاه کردم شب بود باید میرفتم پیش میرا و درباره ی جونگکوک ازش حرف بکشم
+خب... فردا میام سراغت فرار کنی برات بعد میشه
بلند شدم
+ مایک بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم مطمئن بودم در کارخونه قفل و هیچکس نمیتونه بره داخل پوزخند پیروزی زدم
+ مایک فکر نمیکردم انقدر سریع پیداش کنیم

ادامه داره لایک و کامنت لطفا
و نظرتون که چه اتفاقی میوفته هم بگید
شرط: 15 لایک
دیدگاه ها (۰)

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

مافیای من

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

#برادر ناتنی من

Destiny part 9

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

چند پارتی

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:18(ویو یونسو)[فلش بگ به فردا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط