ساده بگم دهاتیام، اهل همین نزدیکیا
ساده بگم دهاتیام، اهل همین نزدیکیا
<همسایه روشنی و هم خونه تاریکیا
ساده بگم، ساده بگم، بوی علف میده تنم
<هنوز همون دهاتیم با همه شهری شدنم
باغ غریب ده من گلهای زینتی نداشت
<اسب نجیب ده من نعلای قیمتی نداشت
اما همون چهار تا دیوار با بوی خوب کاگلش
<اما همون چن تا خونه با مردم ساده دلش
برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم
<برای من که شهریم از اون هوا دل بریدم
دنیاییه که دیدنش اگرچه مثل قدیما راه درازی نداره
<اما می دونم که دیگه دنیای خوب سادگی به من نیازی نداره
<همسایه روشنی و هم خونه تاریکیا
ساده بگم، ساده بگم، بوی علف میده تنم
<هنوز همون دهاتیم با همه شهری شدنم
باغ غریب ده من گلهای زینتی نداشت
<اسب نجیب ده من نعلای قیمتی نداشت
اما همون چهار تا دیوار با بوی خوب کاگلش
<اما همون چن تا خونه با مردم ساده دلش
برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم
<برای من که شهریم از اون هوا دل بریدم
دنیاییه که دیدنش اگرچه مثل قدیما راه درازی نداره
<اما می دونم که دیگه دنیای خوب سادگی به من نیازی نداره
- ۲.۴k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط