وقتی جلو خانوادت ببوست

فرض کن خانواده ی ب شدت سختگیری داشته باشی و جلوی خانواده ات بوست کنه
--------------------------------
نامجون
بابای ا/ت ; اهم ...بچه اینجاست
با نگاه اتشینش ک داره ب نامی چشم غره میره ب ابجی کوچیکه ی ا/ت اشاره میکنه
نامجون با لبخندی ک ب صورت سرخ تو زده یهو از دهنش میپره ک ;
پدر جان بلاخره ک ی روزی اینکارو با دوس پسر خودش میکنه
ا/ت;نامجووووون
با ارنج میکوبی تو پهلوش

--------------------------
جین
لبخندی ب نگاه اتشین پدر و مادرت میندازه و سعیی میکنه نرمشون کنه
جین;(بعد از گندی ک جلوی پدر و مادرت زده )مادر جان براتون چایی بریزم ؟پدر جان بفرمایید شیرینی
و همونطور ک پدرت بهش چشم غره میره شیرینی رو میکنه تو حلقش و لبخند مکش مرگی میزنه....

----------------------------
یونگی
ب چشمات ک متعجب بهش خیره شدی نگاه میکنه و لبخند میزنه و روشو ب سمت پدر و مادرت بر میگردونه و با چشم غره اشون مواجه میشه در حالی ک لبخندشو نگه داشته با لحن پرویی سرسو اینور اونور تکون میده و میگه
-چیه من اجازه ندارم همسرمو ببوسم؟شما هم مگه همو بوس نمیکردین؟دوسش دارم میخوام بوسش کنم
ا/ت;یونگیییییی

---------------------------
جی هوپ
وقتی متوجه نگاه خیره ی مامانت میشه با لبخند مخصوص خودش میگه
-ببخشید مادر جان اینقد دخترتون خوشکله نمیتونم تحمل کنم فکر کنم باید ب این وضع عادت کنید
و ب تو ک از خجالت با لبخند پر ذوقت سر تو انداختی پایین نگاه میکنه و ب شدت کیوتیت میخنده

----------------------------
جیمین
ب لبخند ضاییع ب چشم غره ی پدر و مادرت میزنه و بعد برای اینکه گندی ک زده رو جمع کنه رو به داداش کوچیکت ک با دهن باز بتون خیره شده میگه
-کوچولو از این کارا یاد نگیری ها بزار بزرگ شی خودم برات ی دوس دختر خوب پیدا میکنم هر چند ب پای اججی بزرگت نمیرسه *بهت لبخند میزنه

--------------------------
تهیونگ
-پدر جان اینطوری نگا نکنید ب من من اگه دخترتون رو ی روز بوس نکنم منو از جالباسی اویزون مییکنه...منم نمیتونم در برابر دختر کیوتتون مقاومت کنم پس لطفا مجبورم نکنین ازکاری ک کردم خجالت بکشم ...همه ی زوجا همو میبوسن خبببب
ا/ت; زیر لبی; بریم خونه میکشمت

-------------------------
جونگ کوک
ب چشم غره ی مامان و بابات اروم خرگوشی میخنده و میگه
- حالا ک بحثش پیش اومد نظرتون چیه شما هم جلوی دامادتون همو بوس کنین من تا حالا ندیدم شما جلو من حتی همو بغل کنین...
هی بهش سیخونک میزنی تا بس کنه
ا/ت; جونگ کوک زشته بس کننن
کوک; خو چیه ؟تو خانواده ی شما محبت ممنوعه؟


حمایتتتتتتتت؟
دیدگاه ها (۸)

سناریو میتسویا پارت ۳

احتمالا شب امضای برجامم ریخته بودن بیرون ب قر و فر دادناحتما...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو بی تی اسوقتی بغلشون میکنی وا پاتو دور کمرشون حلقه میک...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

سناریو ایزانا پارت ۱

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط