{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صادق فغانی

صادق فغانی

تا ابد بغضِ منِ تب زده کال است عزیز
دیدن گریه یِ تمساح محال است عزیز
تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز
پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز
ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن
فصل گل دادن نی، فصل وصال است عزیز
ماه من عکس تو در چشمه گِل آلود شده
عیب از توست، ببین چشمه زلال است عزیز
دام گیسویِ تو بی دانه شده، می فهمی ؟
امپراطوری تو رو به زوال است عزیز
عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز
چار فصل است دلم منتظر پاسخ توست
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز
دیدگاه ها (۴)

بر دکه یِ روزنامه فروشیباران به شکل الفبا می بارددوست دارمچن...

.ای لبت از هر چه باغ سیب ، شیرین بیش ترکِی به پایت می شود اف...

کسی فرق میان خوب را با بد، نمی‌فهمد  کسی حال مرا آن‌گونه که ...

ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان!عطری بیفشان بر حیاطِ خانه،...

تا ابد بغض ِ منِ غم زده کال است عزیز! دیدنِ گریه ی تمساح مح...

عاقبت بغض من غم زده کال است عزیز.دیدن گریه تمساح محال است عز...

عاقبت بغض من غم زده کال است عزیز. دیدن گریه تمساح محال است ع...

تا شما خانه تان سمت شمالِ ده ماستقبله دهکده مان سمت شمال است...

...طنینِ چشمه ی مهتاب در خیالِ منی توشکوهِ روز در آئینه ی زل...

خوشم به وعده ی وصلت،به این وصال ِمحالرسیدنم به تو گرچه هزار ...

چه خوش است غرقه بودن به خیال اطلسی هاشـب و روز دل ســپردن به...

پشت خرمن های گندم لا به لای بازوان بیدآفتاب گرم ، کم کم فرو ...

من مانده ام این چشم چرا این همه کال است چشمان تو آرامش دریای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط