پشت خرمن های گندم 

پشت خرمن های گندم 

لا به لای بازوان بید

آفتاب گرم ، کم کم فرو نشست . 

بر سر گیسوی گندمزارها

بر فراز سینه پر بار دشت

بوسه بدرود تابستان شکفت .

از تو بود ای چشمه جوشان تابستان گرم

گر به هر سو خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید.

از تو بود ، از گرمی آغوش تو 

هر گلی خندید و هر برگی دمید 

این همه شهد و شکر از سینه پر شور توست .

در دل ذرات هستی ، نور توست .

مستی ما از طلایی خوشه انگور توست .

راستی را بوسه تو ، بوسه بدرود بود ؟

بسته شد آغوش تابستان ؟

خدایا زود بود .

خداحافظ فصل خوب عطش 

فصلی که آب را در تو گواراتر یافتم .

نه ! که عطش تو آن را گواراتر کرده بود .

خدایا ! عطش تمام خوبی های دنیا را بر من بچشان تا زندگی ام روز به روز گواراتر شود .

و من هر روز تشنه تر از روز پیش گردم.

تشنه همیشگی مهر تو ، ای خدای زلال و گوارای من ...



matn-nab.blog.ir
دیدگاه ها (۲)

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

ابلیس

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

ابلیس

پشت خرمن‌های گندم،لای بازوهای بیدآفتاب زرد، کم‌کم رو نهفت.بر...

پشت خرمن های گندملای بازوهای بید،آفتاب زرد کم کم رو نهفت،بر ...

🔸 #بدرودپشت خرمن‌های گندم،لای بازوهای بیدآفتاب زرد، کم‌کم ر...

پشت خرمن های گندم، لای بازو های بیدآفتاب زرد کم کم رو نهفت ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط