{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی برید

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی برید
دل بدستش داده بودم پس چرادل میبرید!؟!

نوبتی دیگر گذشت و نوبت من باز شد
شک و تردید صدور حکم هم آغاز شد

چشم در چشم حریف ودیگری بردست یار
بر زمین انداختم سرباز دل را بیقرار

اشتباهی کرده بودم، آس دل دستش نبود
هیچ خالی مثل خال هندوی مستش نبود

شاه داشت اما حریفم بی بی دل را ربود
برگ های بی ثمر از دست من افتاده بود

بعد از آن بازی نگشتم من دگر گرد قمار
نه گذرکردم ازآن کوچه، نه آن شهر و دیار...!
دیدگاه ها (۵)

من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم چا...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

حکم دل کردم ... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چرا...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

NH...حکم دل کردم...ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس ...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

حکم دل کردم.. ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چرادل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط