{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💔 بوی عشق می‌داد، بوی خنکی و نم بارون... گفتم: ببین چه ه

💔 بوی عشق می‌داد، بوی خنکی و نم بارون... گفتم: ببین چه هوای دلیه، واقعا پاهات میاد توو این هوا بری؟ روشو برگردوند، قهر نبود..، خرمالو بهش تعارف کردم، روشو برگردوند..، قهر نبود! دلش رو برداشت راهی شد، گفتم: خودت میری اونو دیگه نبر ... بذار باشه هوا رو ببینه عشق کنه... محل نداد راهی شده بود، صدای کوبیدن در که اومد دلم ریخت.... نشستم به جمع کردنش که از پنجره نسیم زدش زیر بغل و با خودش برد، دنبالش رفتنی شدم ولی خب ارتفاع زیاد بود... بی دلی به سقوط ختم شد و بخار چای کنار پنجره هم با باد رفت پیِ دلم
که شاید نگذره از این آدم، دل دادن و دل گرفتن....!
دیدگاه ها (۱۳)

بوی عشق می‌داد، بوی خنکی و نم بارون... گفتم: ببین چه هوای دل...

#تمام_ناتمام_منM بوی عشق می‌داد، بوی خنکی و نم بارون... گفتم...

💙 بوی عشق می‌ داد، بوی خنکی ونم بارون..گفتم: ببین چه هوای دل...

#روزبه_بمانیبوی عشق می‌داد، بوی خنکی و نم بارون گفتم: ببین چ...

بوی عشق می‌ داد، بوی خنکی ونم بارون..گفتم: ببین چه هوای دلیه...

عجب هوایی شده دلبر .هوا هوایِ با طُ بودن و با طُ موندنه. وقت...

خیلی دارم دنبالِ خودم میگردمیواش یواش دارم میرسمآره دارم میر...

پارت 7 خورشید صبحگاهی از پنجره‌ی گل‌فروشی "شکوفه‌ی خاطره" به...

تکپارتی نامجون

‌گور بابای همه،دوست دارم فقط با خودت اینجا یک قهوه بنوشم و س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط