{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💙

💙
بوی عشق می‌ داد، بوی خنکی و
نم بارون..
گفتم: ببین چه هوای دلیه
واقعا پاهات میاد توو این هوا بری؟
روشو برگردوند، قهر نبود..
خرمالو بهش تعارف کردم
روشو برگردوند قهر نبود!!
دلش رو برداشت راهی شد، گفتم:
خودت میری اونو دیگه نبر
بذار باشه هوا رو ببینه عشق کنه
محل نداد راهی شده بود
صدای کوبیدن در که اومد دلم
ریخت...
نشستم به جمع کردنش که
از پنجره نسیم زدش زیر بغل و با
خودش برد
دنبالش رفتنی شدم ولی خب
ارتفاع زیاد بود..
بی دلی به سقوط ختم شد و
بخار چای کنار پنجره هم
با باد رفت پیِ دلم که شاید نگذره
از این آدم
دل دادن و دل گرفتن..!
.
علی_سید_صالحی
دیدگاه ها (۳)

❤ + دوستت دارم- دوستش دارم+ کاش من اون بودم- کاش تو اون بودی...

.لعنت به این فاصله ها ..دلمسخت بهانه می گیرد؛لحظه های دوریتض...

چقدر زیباست کسی را دوست بداریم نه برای نیازنه از روی اجبار و...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به پاییزِ نا...

#باران 🦋🫰🏼رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط