💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨

💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨
part 70🤍✨
(کوک)
بعد آتلیه و فیلم برداری و خوش گذرونی و اینا رفتیم قصر تا اطراف قصر پر آدم بود خیلییی شلوغ بود خیلییی انقد ک جای سوزن انداختن نبود
خلاصه ک ی عالمه بادیگارد داشتیم ک مواظبمون بودن با کمک اونا رفتیم و وارد قصر شدیم و.......
(نویسنده)
اره جونم براتون بگه که اون شب رفتم عروسی و پدرا دختراشونو دست پسرامون سپردن و بعدم کلییی خوش گذروندن تا ..آخر شب ک یهو....
(یونا)
ساعت 12 شب بود و خلاصه ک هنوز مراسم ادامه داشت انقد خسته شدم ک رفتم نشستم ی گوشه تا استراحت کنم ک ی دختر جوون اومد پیشم و ی سری چرت و پرتا گفت ک اره جونگ کوک قبلا دوست پسر من بوده من ازش باردار شدم ولی اون مجبورم کرد بچه رو سقط کنم و بعدم باهام کات کرد و گم و گور شد ک تا بعد چند وقت فهمیدم شده عضو گروه بی تی اس و....
ذهنم خیلی مشغول بود خیلی حالم بد بود نکنه داره راست میگه ....ن من ب کوک اعتماد دارم
تو این فکرا بودم ک دیدم همه جا ب هم ریخت و تالار شلوغ شد و هرکس یک طرف فرار میکرد ک یهو توسط فردی کشیده شده بست سرمو ک نگا کردم یک مرد هیکل بود فک‌ کنم بادیگارده بهم گفت ک
مرده: خانم زود باشین راه بیوفتین باید شما رو ببرم پیش جناب جئون از طرف ایشون اومدم
همه جا ترسناک شده بود و آشنایی نمی‌دیدم پس لباسمو جم کردم و دنبالش رفتم
رفتیم پشت قصر و اونا ی ون مشکی بود ک یهو ی دستمال جلوی دهنم گرفتن و تاریکی......
دیدگاه ها (۱)

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

رئیس دوست داشتنی پارت چهاردهم صبح بود ومن از تخت خوابم بلند ...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

چندپارتی

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

وقتی برادر ناتنیت بود.

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط