{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو در تخت.. من در تخت...

تو در تخت.. من در تخت...

تو با او.. من با تیغ...

امشب هردو خونی میریزیم...!

تو از میان پاهایش.. من از رگ دستانم...

امشب مردی میشوی برای خودت...!

و من گدای دم مرگ...

که حتی با دیدن خون رگ هایش...

به یاد سرخی لبانت می افتد...

اصلا میدانی ؟!

گــــــــاهی دلـــــــم برای خودم تنگ میشود...

گاهی دلم برای باورها و اعتماد های گذشته ام تنگ میشود...

گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد...

گاهی ارزو میکنم ای کااااش.. اصلا ای کاش دلـــــــی نبود

تا تنگ شود.. تا خسته شود.. تا بشکند...

اما به یاد داغی که بر لب هایم نهادی...

امشب پشت دستانم را با ته مانده ی سیگارم تا مغز استخوانم سوزاندم...

ههه...

حال برو در اغوش او بلند تر ناله کن تا مستش کنی..

لـــــــــعــــــــــنــــــــتــــــــــــی. . .
دیدگاه ها (۷)

کی بود یکی نبود،هرکی بود غریبه بود. از دلم خبر نداشت...

امروز تو مترو بودم چند نفر دانشجو جلوم نشسته بودن هی جک میخ...

من همان دخترک نفرین شده ی تقدیرم ... ک از راز جهان وارث یک ا...

پسرا تو چند مورد خیلی جذاب میشن : 1 وقتی عصبی پشت فرمون نش...

'خوابیده ای؟دوباره شب شد و من یاد «تو» افتادم..انگار شب ها ب...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

love in the dark⑧⑦کوکبرگشتم خونههوجو: جونگکوک اومدی کوک: سلا...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

My lovely neighbor part : 66

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط