{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنج ایوان نگاه تو که زنجیر شدم

کنج ایوان نگاه تو که زنجیر شدم
مات و مبهوت تو و باده ی شبگیر شدم

لحظه هایی که پر از ثانیه ی دیدن بود
من به دستان سحرخیز تو تکثیر شدم

شب و آن پیر خرابات و دلی باده پرست
من چُنان خواب خوشی یک شبه تعبیر شدم

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شبی کز دو لب یار ، نمک گیر شدم

من که از گردش ایام به ضعف افتادم
عجب آن بود که آن شب به نمک ، سیر شدم

نمک سفره ی دلدار کفایت کندم
تا ابد بر سر این سفره زمین گیر شدم

شکر ایزد که مرا مست و خرابش فرمود
غم ندارم که در این واقعه تکفیر شدم

من فقط معتکف کنج نگاه تو شدم
شکر دارم که در خانه ی تو پیر شدم

یا مهدی صاحب الزمان ادرکنی
عاشقان عیدتان مبارک

تصویر متحرک است
دیدگاه ها (۲)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

🖤 قفس سیاهپارت پانزدهم | بازی از قبل شروع شده بودصدای خنده‌ی...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

شاهکاری به نام دروغ

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

Seventeen

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

P : 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط