کاش عشقی بود ، تا با سوز جان می ساختیم

کاش عشقی بود ، تا با سوز جان می ساختیم
روز و شب می سوختیم و ، با جهان می ساختیم

کاش در کنج قفس هم ، یاد گلرویی بسر
داشتیم و ، با جفای باغبان می ساختیم

عمر ما هم گر بهاری داشت در دوران خویش
چون چمن ، با برگ ریزان خزان ، می ساختیم
دیدگاه ها (۱)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

اللهم عجل لولیک الفرج یا لثارات القائد الشهید الامت

کاش عشقی بود ، تا با سوز جان می ساختیمروز و شب می سوختیم و ،...

کاش عشقی بود ، تا با سوز جان می ساختیمروز و شب می سوختیم و ،...

کاش در کنج قفس هم ، یاد گلرویی بسر داشتیم و ، با جفای باغبان...

عمر ما هم گر بهاری داشت در دوران خویش چون چمن ، با برگ ریزان...

کاش عشقی بود ، تا با سوز جان می ساختیم روز و شب می سوختیم و ...

چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیمبا گریه ساختیم و به پای تو...

چه رباینده ی زیرکی ست پاییز

ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیملاجرم در بوتهٔ هجران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط