پارتـــ.. ـــ۲ ـــ
پارتـــ.. ـــ۲ ـــ
«رقص سایه ها »
دیگو با همون لبخند کج و یک لیوان آبجو توی دستش، از پلههای تراس بالا رفت. صدای موزیک از داخل خونه میاومد، ولی فضای تراس یه سکوت عجیبی داشت.
دیگو کنار کامیل ایستاد، به نردهها تکیه داد و یه قلپ از نوشیدنیش رو خورد. بعد سرش رو به سمت کامیل چرخوند و با همون لحن شیطون و کمی سرکشش گفت:
«اینجا جای دخترهای ساکته؟ یا تو فقط داری از دست ما فرار میکنی؟»
کامیل با همون نگاه سرد و خجالتیش سرش رو بالا آورد. انگشتهاش دور لیوان نوشیدنیش سفت شد. سعی کرد به روی خودش نیاره، ولی اون لبخند شیطون دیگو، یه جوری بود که نمیشد نادیدهش گرفت.
کامیل با لحن آروم ولی محکمی جواب داد: «فقط به هوای آزاد نیاز داشتم. صدای موزیک یه کم... زیاده.»
دیگو خندید. یه خندهی کوتاه و گرم. «پس تو از دست موزیک فرار کردی، نه از دست من. خب، این یه کم امیدوارکنندهست!»
بعد دستش رو به سمتش دراز کرد و گفت: «من دیگو هستم. و تو؟»
پارت دو✨👆🏻
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
شرطی نیست پارت ها ولی انتظار میره حمایت شه 🥺💗
«رقص سایه ها »
دیگو با همون لبخند کج و یک لیوان آبجو توی دستش، از پلههای تراس بالا رفت. صدای موزیک از داخل خونه میاومد، ولی فضای تراس یه سکوت عجیبی داشت.
دیگو کنار کامیل ایستاد، به نردهها تکیه داد و یه قلپ از نوشیدنیش رو خورد. بعد سرش رو به سمت کامیل چرخوند و با همون لحن شیطون و کمی سرکشش گفت:
«اینجا جای دخترهای ساکته؟ یا تو فقط داری از دست ما فرار میکنی؟»
کامیل با همون نگاه سرد و خجالتیش سرش رو بالا آورد. انگشتهاش دور لیوان نوشیدنیش سفت شد. سعی کرد به روی خودش نیاره، ولی اون لبخند شیطون دیگو، یه جوری بود که نمیشد نادیدهش گرفت.
کامیل با لحن آروم ولی محکمی جواب داد: «فقط به هوای آزاد نیاز داشتم. صدای موزیک یه کم... زیاده.»
دیگو خندید. یه خندهی کوتاه و گرم. «پس تو از دست موزیک فرار کردی، نه از دست من. خب، این یه کم امیدوارکنندهست!»
بعد دستش رو به سمتش دراز کرد و گفت: «من دیگو هستم. و تو؟»
پارت دو✨👆🏻
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
شرطی نیست پارت ها ولی انتظار میره حمایت شه 🥺💗
- ۱۴۷
- ۰۹ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط