Why Did I Fall in Love with Her? | P¹⁸ 🖤
Why Did I Fall in Love with Her? | P¹⁸ 🖤
ویو: پارک
+چیه جونگکوک؟ چرا هی نگام میکنی؟
_چون هنوز باورم نمیشه عاشقم شدی.
+اگه همینجوری ادامه بدی، پشیمون میشم!
_دیر شده خانم لی!
دوهی خندید و دست جونگکوک رو گرفت. چند دقیقه بعد، تلفن جونگکوک زنگ خورد.
_بله؟
مدیر شرکت: آقای جئون، امشب یه مهمونی ترتیب داده شده. حضورتون ضروریه.
_باشه، جزئیات رو بفرست.
+چی شده؟
_امشب یه مهمونی داریم. با من میای؟
+باشه، ولی اگه حوصلهم سر رفت، برمیگردیم!
_قبوله.
چند لحظه بعد، جونگکوک دعوتنامه رو باز کرد. با دیدن اسم میزبان، نگاهش سرد شد.
+چی شده؟
_امشب قراره یه نفر رو ببینیم که مدتهاست منتظر دیدنشم...
پایان P¹⁸
ویو: پارک
+چیه جونگکوک؟ چرا هی نگام میکنی؟
_چون هنوز باورم نمیشه عاشقم شدی.
+اگه همینجوری ادامه بدی، پشیمون میشم!
_دیر شده خانم لی!
دوهی خندید و دست جونگکوک رو گرفت. چند دقیقه بعد، تلفن جونگکوک زنگ خورد.
_بله؟
مدیر شرکت: آقای جئون، امشب یه مهمونی ترتیب داده شده. حضورتون ضروریه.
_باشه، جزئیات رو بفرست.
+چی شده؟
_امشب یه مهمونی داریم. با من میای؟
+باشه، ولی اگه حوصلهم سر رفت، برمیگردیم!
_قبوله.
چند لحظه بعد، جونگکوک دعوتنامه رو باز کرد. با دیدن اسم میزبان، نگاهش سرد شد.
+چی شده؟
_امشب قراره یه نفر رو ببینیم که مدتهاست منتظر دیدنشم...
پایان P¹⁸
- ۵۷۷
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط