خب خب

خب خب

بورام گفت: ببین آقای مین من نه عاشقتم نه دوستت دار نه چیزی پس فقط بخاطر پدر و مادرم باهات سر میکنم

شوگا: بله منم ولی شوگا صدام کن

بورام: اوکیه

{بورام ●شوگا ■}

●خب باید باهم قرار داد ببندیم به صورت مخفیانه
■اوهوم

شوگا ویو
رفتیم تو اتاق بورام و قرار داد رو تایپ کردیم
و امضا کردیم

مامان بورام
بچه ها الان حرف هاتون رو زدین شماره هاتون رو به هم دادین

بورام و شوگا
بله

مامان شوگا
خوبه بیا بریم دیگه پسرم


فردا
بورام :
تو اتاقم بودم داشتم با گوشیم کار می‌کردم
که شوگا زنگ زد

شوگا
بزار بهش یه زنگ بزنم
{علامت ها شوگا■ بورام ●}
●الو سلاممم
■سلاممم
●چه خبر
■سلامتی
●جانم
■اممم میگم دو روز دیگه عروسیه ماس میای بریم لباس عروس و داماد بخیریم
●واییییییییییی چراااا اتفاقا میخواستم بهت بگم
■خوبه پس من الان ساعت ۱۲ ظهره من ۱ اونجام
ساعت ۱
بورام ویو

همه کارام رو کردم رفتم پایین سوار ماشین شدم

پایان بورام ویو
{علامت ها شوگا■ بورام ●}
●سلام
■سلامممم
■خانم زیبا چقدر خوشگل شدی
●مرسی تو هم جذاب شدی
■میخنده بریم؟
●اره

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

P7 .PRISON MAFIA.

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

سرنوشت پارت (۱۲)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁷ویو: جونگ‌کوکهمین که رسیدیم، هنر...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط