قسمت هفتادو نه رمان آوازه زیره آب
قسمت هفتادو نه رمان آوازه زیره آب
منم گفتم
-تو بخور!!😊
-کیا...😐
-گوه بخور حال بیا!!😂
-چی؟🤔
-هیچی هم قافیه گفتم... کیا گوه بخور حال بیا😂
-خاک تو سرت من میرم دیه!!بای✋
-بای💙
-کیا...😒
-باز چیه؟😒
-اون قلبه چیه دقیقن؟؟😒
عادت ب ابراز علاقه از طرفه من نداره.. منم مث دختدرا گفتم
-عجقم مهتی تو رله منی که!!😂
-اوکی پس تو اولین فرصت که خونمون خالی شد بیا خونمون رلم!!😒
-چشم عجقم مهتی دامنه خال خالیمو میپوشم واست قر میدم!!😍
-لازم نکرده با اون پاهایه پره پشمت!!😒
-عجقم پشمامو واست میزنم برات باهاشون بالشت درست میکنم بزار زیره سرت قشنگگگگ...راااااحت....نرمممم!!😂 😂 😂
-زهره ماااار! شیطانه رجیم ب این خونوکی ندیدم😒 👎
-خب ندید پدیدی دیه😂
-خفه...فعلن✋
-بای💋 💋 💋
این بای اخری خیلی ب دلم نشست...با کلی بوس بود!! قیافش رو میشه تصور کرد!! پاچه شلوارمو زدم بالا...یه لحظه شروع کردم ب محاسبه ببینم میشه بالشت درست کرد یا نه بعد از فکره خودم خندم گرفت بعد یهو دره اتاقم باز بود که بازتر شد و مامانم بود...ی نگاه بمن کردو بازم درو نبست...رفت تو سالن و صداشو میشنیدم
-پسرو دیوونه شده!!
بعد بابامم گف
-کی سالم بوده که الان دیوونگیش تعجب داشته باشه!!
وللشون..به آهنگ ماله مهرداد هیدن فک میکنم بود نمیدونم ولی توش میگف پدرم منو بد نگاه میکنه...الانم من خودم میگم پدرم منو ول نمیکنه! همچون کنه!! هه...
پدرم منو بد نگاه میکنه
پدرم بعدش منو صدا میکنه
میگه تو که بیکاری
تا لنگه ظهر که میخوابی
پدرم ببخش منو
ولی من دیگه از دست رفتم
عاه بیا افتاد سره زبونم حالا تا شب میخونمش!!
عصر بیدار شدم دیدم دو تا میسکال از سپهر داشتم...انصافن بزنی با خاک صاف و یکسانش کنی!! بهش زنگیدم انگار از خدا خواسته ها نذاشت یه بوق بیشتر بخوره
-الو...معلوم هس کجایی؟؟
-ببین سپهر...به اندازه کافی تو دردسر انداختی منو ولم کو دیه!!
-برو گمشو من تو رو تویه دردسر انداختم؟؟
-پ ن پ قصابه محلمون منو برد چمران!!
-انگا دس و پاتو زنجیر کردم بردمت!!! حالا اینا رو ول کن من گوه مالی کردم دیروز!!!
-ب من ربطی نداره!!
-کیا جونه خودت اذیت نکو من چیکا کنم؟
-بکش پایین نیگا کنم!!!
-ن جدی گفتم!!
دلم واسش سوخت حالا درسته خیلی خنگه ولی خب مثلن رفیقیم!منم با ی لحنه بیخیال گفتم
-خو حالا...چت شده؟
-کیا دیروز ب مامانم همه چیو گفتم گفت دیگه نباید این کار رو کنم!!!
منم گفتم
-تو بخور!!😊
-کیا...😐
-گوه بخور حال بیا!!😂
-چی؟🤔
-هیچی هم قافیه گفتم... کیا گوه بخور حال بیا😂
-خاک تو سرت من میرم دیه!!بای✋
-بای💙
-کیا...😒
-باز چیه؟😒
-اون قلبه چیه دقیقن؟؟😒
عادت ب ابراز علاقه از طرفه من نداره.. منم مث دختدرا گفتم
-عجقم مهتی تو رله منی که!!😂
-اوکی پس تو اولین فرصت که خونمون خالی شد بیا خونمون رلم!!😒
-چشم عجقم مهتی دامنه خال خالیمو میپوشم واست قر میدم!!😍
-لازم نکرده با اون پاهایه پره پشمت!!😒
-عجقم پشمامو واست میزنم برات باهاشون بالشت درست میکنم بزار زیره سرت قشنگگگگ...راااااحت....نرمممم!!😂 😂 😂
-زهره ماااار! شیطانه رجیم ب این خونوکی ندیدم😒 👎
-خب ندید پدیدی دیه😂
-خفه...فعلن✋
-بای💋 💋 💋
این بای اخری خیلی ب دلم نشست...با کلی بوس بود!! قیافش رو میشه تصور کرد!! پاچه شلوارمو زدم بالا...یه لحظه شروع کردم ب محاسبه ببینم میشه بالشت درست کرد یا نه بعد از فکره خودم خندم گرفت بعد یهو دره اتاقم باز بود که بازتر شد و مامانم بود...ی نگاه بمن کردو بازم درو نبست...رفت تو سالن و صداشو میشنیدم
-پسرو دیوونه شده!!
بعد بابامم گف
-کی سالم بوده که الان دیوونگیش تعجب داشته باشه!!
وللشون..به آهنگ ماله مهرداد هیدن فک میکنم بود نمیدونم ولی توش میگف پدرم منو بد نگاه میکنه...الانم من خودم میگم پدرم منو ول نمیکنه! همچون کنه!! هه...
پدرم منو بد نگاه میکنه
پدرم بعدش منو صدا میکنه
میگه تو که بیکاری
تا لنگه ظهر که میخوابی
پدرم ببخش منو
ولی من دیگه از دست رفتم
عاه بیا افتاد سره زبونم حالا تا شب میخونمش!!
عصر بیدار شدم دیدم دو تا میسکال از سپهر داشتم...انصافن بزنی با خاک صاف و یکسانش کنی!! بهش زنگیدم انگار از خدا خواسته ها نذاشت یه بوق بیشتر بخوره
-الو...معلوم هس کجایی؟؟
-ببین سپهر...به اندازه کافی تو دردسر انداختی منو ولم کو دیه!!
-برو گمشو من تو رو تویه دردسر انداختم؟؟
-پ ن پ قصابه محلمون منو برد چمران!!
-انگا دس و پاتو زنجیر کردم بردمت!!! حالا اینا رو ول کن من گوه مالی کردم دیروز!!!
-ب من ربطی نداره!!
-کیا جونه خودت اذیت نکو من چیکا کنم؟
-بکش پایین نیگا کنم!!!
-ن جدی گفتم!!
دلم واسش سوخت حالا درسته خیلی خنگه ولی خب مثلن رفیقیم!منم با ی لحنه بیخیال گفتم
-خو حالا...چت شده؟
-کیا دیروز ب مامانم همه چیو گفتم گفت دیگه نباید این کار رو کنم!!!
- ۲۰.۷k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط