چانیول گفته پدربزرگش براش از بچگى داستان هاى نظامى تعريف

چانیول گفته پدربزرگش براش از بچگى داستان هاى نظامى تعريف ميكرده و به لطف اين داستانا علاقه مند به حضور تو لشكر ارتش شده همچنين گفته از اینکه تو ارتش حضور دارم خیلی مفتخر و خوشحالم هر بار که نشونه‌ی روی بازوم رو میبینم، ياد پدربزرگم ميفتم و حس احترام و عزت رو نسبت به اون و تمام سربازها دارم"
سرجوخه پارك چانيول گفته : در واقع، فکر میکردم سربازیم با سرباز بزرگی مثل پدربزرگم متفاوت باشه و من به سربازی مثل جایی که هر مرد کره‌ای باید در اون خدمت کنه نگاه كردم و اينجورى پذيرفتمش
با این حال، سرجوخه پارک پس از اینکه در لشکر اسب سفید مستقر شد، در طی صحبت با فرمانده گردان، غافلگیر شده چون وقتى رفته اونجا عكس پدربزرگش رو ديده و از چيزى خب نداشته بعدا به مادربزرگ و پدرش اين خبرو داده ؛
همچنين چانیول گفته اين احساس قوى رو داشته که پدربزرگش از آسمون نگاهش میکنه "اگه پدربزرگم زنده بود فکر حتما با دیدنم تو لباس ارتش بهم افتخار ميكرد"
به گفته خود چانيول زندگی نظاميش با دونستن این قضيه عوض شد اون روحيه وطن پرستى رو از پدربزرگش به ارث برده و تلاش ميكنه حداقل تو این دوران ، وظیفه‌ی یک سرباز واقعی رو انجام بده
او از زمانی که به عنوان یک سرباز کلاس اول خدمت میکرد، خودش رو با عملیات نیروهای ویژه به چالش کشید.
تو تیراندازی شبانه شرکت کرد و وظایف خودش رو با مهارت انجام داد
چانیول: بعد از اعلام خبر آدیشن برای حضور در موزیکال، برای بازی در موزیکال درخواست فرستادم و میخواستم با استفاده از مهارت و تجربیاتم خودم رو به چالش بكشم و خودم را وقف کشور کنم
دیدگاه ها (۰)

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

امام سید مجتبی خامنه ای :بزودی امریکا دریای عرب هم خالی خواه...

part 180دو روز از وقتی که چویا از اون چهار دیواری خلاص شده ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

^فرشته ای در قلمرو دشمن^part:1 ...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۹______چه چیزی زیبا...

مافیای من

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط