{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم که جانم "تو شدی"

چشم وا کردم و دیدم که جانم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"

درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"

دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم "تو شدی "

خانه مسکوت...غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم "تو شدی
دیدگاه ها (۱)

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

چشم وا کردم و دیدم که ناخدایم تو شدیدفتر پر غزل خاطره هایم ت...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

دور این میزکه از خاطره هایت می گفتباز هم بانی یخ کردن چایم"ت...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدیدفتر پر غزل خاطره هایم تو ...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدیدفتر پر غزل خاطره هایم تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط