چشم وا کردم و دیدم که جانم "تو شدی"
چشم وا کردم و دیدم که جانم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"
درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"
دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم "تو شدی "
خانه مسکوت...غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم "تو شدی
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"
درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"
دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم "تو شدی "
خانه مسکوت...غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم "تو شدی
- ۲.۳k
- ۲۱ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط