{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"

درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"

درد من دوری از توست،بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دوایم"تو شدی"

دورم از دین خودم....قبله ی من گم شده و
معبد و قبله ی من....ذکر دعایم "تو شدی"

دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم "تو شدی "

خانه مسکوت...غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم "تو شدی
دیدگاه ها (۳)

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتیبین رسیدن و نرسیدن گذاشتییک آسما...

ناز کن نقاشیم بد نیست،نازت میکشممثل یک آهو که نه مانند بازت ...

love in the dark⑤① بوی تند الکل و مواد ضدعفونی‌کننده اولین چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط