{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدی

چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدی
دفتر پر غزل خاطره هایم تو شدی

در سرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم تو شدی

درد من دوری از توست بغل وا کن عشق!
تا بگویم به همه قرص و دوایم تو شدی

دورم از دین خود و قبله ی من گم شده
معبد و قبله ی من،
ذکر دعایم تو شدی

دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم تو شدی

خانه مسکوت غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم تو شدی
دیدگاه ها (۸)

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدیدفترِ پر غزل خاطره هایم تو...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدیدفتر پر غزل خاطره هایم تو ...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم تو شدی دفتر پر غزل خاطره هایم "ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط