{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز

امروز
بوسه ی جوانه ای را
روی ساقه ی غمگین زمستان دیدم
دلم آرام شد
مثل درختی که باد،
راز دلش را برایش فاش کرده است

امروز دلم خواست شماره ی بهار را بگیرم
سلام کنم
حالش را بپرسم
و بگویم کی از راه خواهی رسید
میخواهم کوچه را آب و جارو کنم...

امروز دلم خواست لبخند بزنم
دلخوش باشم به صدای غلغل سماور
دلخوش باشم به سلام مادر
دلخوش باشم به عطر گرم چای
امروز دلم خواست برای غم کاری کنم
بگویم خبر داری فردا شادی از راه خواهد رسید؟
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

P²⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

I'm not jealous part 61اینم از جیمین شده یکی لنگه ی تهیونگ ا...

پروانه جان

مافیای من

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط