{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارغوان خوشه خون

ارغوان خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگير
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند
دیدگاه ها (۱)

درکوچه باد می آید این ابتدای ویرانیست آن روز هم که دستهای تو...

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند می گویند حساس...

هميشه خواب ها از ارتفاع ساده لوحي خود پرت مي شوند و مي ميرن...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است اي بس غم و شادي که پس پرده...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

part : 45chapter : 2سریع اسلحمو روی سر ویلیام گرفتم + اگه می...

کسخلان گروگان

ارغوان!خوشهِ خون.بامدادان که کبوترهابر لب پنجره‌ی بازِ سحر غ...

بامدادان که کبوترهابر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازندجان گل...

بامدادان که کبوترهابر لبِ پنجره‌ی بازِ سحر غلغله می‌آغازند،ج...

بامدادان که کبوترهابر لب پنجره‌ باز سحر غلغله می‌آغازندجان گ...

بامدادان که کبوترهابر لب پنجره‌ باز سحر غلغله می‌آغازندجان گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط