سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
دیدگاه ها (۱۵)

و چشم‌های غمگینِ تو،نتیجه‌ی تمام حرف‌های نزده و رنج‌های پنها...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

عاشقانه

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

🌷شد قلب علی زِ مَقدمت شاداز ذوقِ تو، غم کشید فریادشد اشک تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط