پارت۱۰
ویو بورام:
خسته شدم چرا کسی منو نمیخواد چرا سوهو باهام اونطوری حرف زد اون برادری نیست که من میشناختم آخه چرا اونطوری میکنه خسته شدم ای خدا لعنت به این زندگی رفتم خونع تو اتاقم تا تونستم گریه کردم بعدم رفتم پایین نشستم
ج. خب مسابقه چطور بود پسرم
س.خوب بود بابا
ج. آفرین مطمعنم موفق میشی
س. مرسی
د. بورام بیا کمک من کن سفره رو پهن کن
ب. چشم
*بعد غذا*
ب. مامان من ظرفارو میشورم
د.باشه
ب. خب تموم شد من میرم سر کار
د. خداحافظ
ب.خداحافظ
*فلش بک به سر کار*
ر.سلام
ب.سلام
ه.سلام چطوزی
ب.خوبم
ه. بیا بریم
ب. باشه
*فلش بک به هفته بعد داخل مدرسه*
ویو بورام:
خیلی استرس داشتم کی راحت میشم آخه میخوان برنده هارو مشخص کنن خیلی میترسم معلم و مدیر اومدن
م. خب بچه ها نتایج مسابقه ریاضی برسی شد و نفر اول و دوم و سوم مشخص میشن
*همه پچ پچ میکردن*
م. خب از نفر سوم شروع میکنیم
نفر سوم: کیم سوهو
دست زدن و خوشحال بودن
نفر دوم: چانگ هلن
دست زدن
همه منتظر نفر اول بودن که معلم گفت
نفر اول کسی نیست جز ☆کیم بورام☆
همه با صدای بلند تشویق کردن
ویو بورام:
دارم خواب میبینم این جدی جدی واقعیه یعنی من اول شدم خدایا شکرت خیلی خوشحالم عالیه هلن اومد پیشم
ه. بورام بهت تبریک میگم تو اول شدی
ب. مرسی منم به تو تبریک میگم که دوم شدی
ه. ممنون
*فلش بک به داخل خونه*
(حرفای بورام با ذوق و خوشحالیه)
ب. سلام
د. سلام
ب. من تو مسابقه اول شدم
ج. چی تو هه پس سوهو چندم شد
ب.سوم نفر اول من بودم مامان چیزی نمیخوای بگی
د. خب مبارک باشه عزیزم تبریک میگم
ب. ممنون
ج. تو حتما با تقلب بردی
ب. من با تقلب نبردم بابا چرا فکر میکنی من بی استعدادم
ج. چون هستی
ب. نیستم شمایید که بهم اهمیت نمیدین
ج. رو حرف من حرف نزن
ب. بسه مگه من چیکار کردم خستم کردین اه انگار نه انگار بردن من هیچ وقت تقلب نکردم اون همه درس خوندم مگه شما دیدین ها
ج. خفه شو*یه سیلی بهش میزنه*
ویو بورام:
بابام بهم سیلی زد منم رفتم توی اتاقم و زدم زیر گریه آخه چرا من اینقدر بدبختم آخه
ادامه دارد ....
ببخشید کم بود سرم این چند روزه خیای شلوغه
شرایط
۲لایک
۲کامنت
خسته شدم چرا کسی منو نمیخواد چرا سوهو باهام اونطوری حرف زد اون برادری نیست که من میشناختم آخه چرا اونطوری میکنه خسته شدم ای خدا لعنت به این زندگی رفتم خونع تو اتاقم تا تونستم گریه کردم بعدم رفتم پایین نشستم
ج. خب مسابقه چطور بود پسرم
س.خوب بود بابا
ج. آفرین مطمعنم موفق میشی
س. مرسی
د. بورام بیا کمک من کن سفره رو پهن کن
ب. چشم
*بعد غذا*
ب. مامان من ظرفارو میشورم
د.باشه
ب. خب تموم شد من میرم سر کار
د. خداحافظ
ب.خداحافظ
*فلش بک به سر کار*
ر.سلام
ب.سلام
ه.سلام چطوزی
ب.خوبم
ه. بیا بریم
ب. باشه
*فلش بک به هفته بعد داخل مدرسه*
ویو بورام:
خیلی استرس داشتم کی راحت میشم آخه میخوان برنده هارو مشخص کنن خیلی میترسم معلم و مدیر اومدن
م. خب بچه ها نتایج مسابقه ریاضی برسی شد و نفر اول و دوم و سوم مشخص میشن
*همه پچ پچ میکردن*
م. خب از نفر سوم شروع میکنیم
نفر سوم: کیم سوهو
دست زدن و خوشحال بودن
نفر دوم: چانگ هلن
دست زدن
همه منتظر نفر اول بودن که معلم گفت
نفر اول کسی نیست جز ☆کیم بورام☆
همه با صدای بلند تشویق کردن
ویو بورام:
دارم خواب میبینم این جدی جدی واقعیه یعنی من اول شدم خدایا شکرت خیلی خوشحالم عالیه هلن اومد پیشم
ه. بورام بهت تبریک میگم تو اول شدی
ب. مرسی منم به تو تبریک میگم که دوم شدی
ه. ممنون
*فلش بک به داخل خونه*
(حرفای بورام با ذوق و خوشحالیه)
ب. سلام
د. سلام
ب. من تو مسابقه اول شدم
ج. چی تو هه پس سوهو چندم شد
ب.سوم نفر اول من بودم مامان چیزی نمیخوای بگی
د. خب مبارک باشه عزیزم تبریک میگم
ب. ممنون
ج. تو حتما با تقلب بردی
ب. من با تقلب نبردم بابا چرا فکر میکنی من بی استعدادم
ج. چون هستی
ب. نیستم شمایید که بهم اهمیت نمیدین
ج. رو حرف من حرف نزن
ب. بسه مگه من چیکار کردم خستم کردین اه انگار نه انگار بردن من هیچ وقت تقلب نکردم اون همه درس خوندم مگه شما دیدین ها
ج. خفه شو*یه سیلی بهش میزنه*
ویو بورام:
بابام بهم سیلی زد منم رفتم توی اتاقم و زدم زیر گریه آخه چرا من اینقدر بدبختم آخه
ادامه دارد ....
ببخشید کم بود سرم این چند روزه خیای شلوغه
شرایط
۲لایک
۲کامنت
- ۱۵.۳k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط