{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار بابا بزرگم با مامان بزرگم دعواشون شد

یه بار بابا بزرگم با مامان بزرگم دعواشون شد

وسط دعوا دندونای مصنوعی هردو از دهنشون پرت شد بیرون،

قاطی کردن کدوم مال کی بود، بابا بزرگم گفت اونی ریحون چسبیده بهش برا منه،

مامان بزرگم گفت ریحون نداشتیم که ما، باز رفتی پیش کی کباب خوردی، دعوا جدی شد😑 😐 😂


✧
دیدگاه ها (۱)

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

یه بار بابا بزرگم با مامان بزرگم دعواشون شد وسط دعوا دندونای...

#درخواستی#تکپارتیوقتی به پسر کوچولوتون حسودی میکنه..... ا/ت ...

#جوک 😛 😆 دیروز به ایرانسل اسمس دادمکه دیگه از دستت خسته شدم...

پارت ۲ دخترک سرد هارین تو بیمارستان بودم تازه از جراحی اومده...

#part_61#طاهابا این حرفی که بابا بزرگ رها زد رسما پشمام کز خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط