{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی که حرفهایش را

زنی که حرفهایش را
به موهایش سنجاق می کند ...
نگرانی هایش را به ناخن هایش
رنگ می زند ...
آرزوهایش را 
به عروسک هایش می گوید ...
و گاه و بی گاه 
نگرانِ عدد شناسنامه اش می شود ...
دیوانه نیست 

اما کم دارد ...

چیزی به نام عشق
در کیفش 
کم دارد ... 

#آزاده_پیرای
دیدگاه ها (۵)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

🌟 معرفی شخصیت‌های رمان «دو شاهزاده، یک قلب» 🌟👑 پارک جیمین (ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط