حساسیت من پارت آخر

ویو جک
رفتم بالا دیدم دازای مثل چی داره گریه میکنه و واقعا حالم بد شد آخه ا،ت خیلی صدمه دیده بود و دازای هم خیلی دوستش داره
جک : دادا حالت خوبه؟؟
دازای: خوبم
جک: میخوای بقلت کنم؟؟
دازای : آره ( گریه ی سگی تو بقل جک)
جک: دادا تموم میشه باور کن
دازای : اگه اگه هق هق بدتر میشد هق هق چی؟؟
جک : هیچی نشده دیگه بسه

پرش زمانی به فردا صبح
ویو ا،ت
وقتی بیدار شدم رفتم بیرون دیدم دازای و جک لباسای خیلیی خطری پوشیدن و پر از چاقو تفنگ
ا،ت : ک..کجا میرید؟؟؟
جک: میریم برات یه چیزی بخریم میایم
ا،ت: با این لباسا؟؟؟
دازای: آره مشکلش چیه؟؟
ا،ت: آیم خر؟؟؟؟؟؟
جک: یس خر
ا،ت: یااااا منممممم میاممم.
دازای: نهههه اصلاااااااااااا




💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔


ا،ت: یا باهم‌میریم یا تنها جایی نمیریم
دازای: ای دیوونه
جک : باش بریممم


ویو دازای:
تو ماشین بودیم و ا،ت خبر داشت قراره چیکار کنیم و نمیدونستم چجوری بهش بگم اون دختر احمق که زدتش دوست دختر قبلی من بود و ا،ت فکر کرده من تاحالا دوست دختر نداشتم

دازای: ا،ت
ا،ت: بلههه؟
ا،ت: ه.هیچی
چک : رسیدیم


لایلا : دختره ی ه**رزه سگ جونی؟
دازای: دهنتو ببند لایلا
ا،ت: دازای آروم
لایلا : میبینی دوست دخترت ازم میترسه
جک : من تا الان دست به زن نداشتم که الان دارم
لایلا : جک تو ؟؟


ویو لایلا
نزدیک دازای شدم و لباسم رو تا جایی که گردنم معلوم بشه کامل دادم پایین
لایلا : ا،ت تو میدونی این کیس مارک ها رو کی برام گذاشته؟
دازای : دهنتو ببند دیگه
ا،ت: کی؟
لایلا: دوست پسرت
دازای : گفتم بسته
لایلا : وقتی گلوله زدی تو پاهام دازای برای معذرت خواهی بوسیدتم
ا،ت: ( با گریه) دا..دازای ، راست میگه؟؟
دازای: من‌من
جک : لایلا من فکت رو میارم پایین
لایلا : ( جاست خنده )
ا،ت: با داد گریه : دازای با توام
دازای : منو ببخش
ا،ت : از از اول منو دوست داشتی یا یا اون؟
دازای: دیوونه شدی؟؟ معلومه تو
ا،ت: پس اینا چیه؟؟
لایلا : بسه دیگه ( یه تیر وسط قلب ا،ت زدم)‌
دازای: ( یه لحظه یه تیر به صورت برق باد به سمت ا،ت اومد و ا،ت افتاد)
دازای : ا..،ت ا،تتتت ( با داد گریه) نه نه نه لطفا نه
لایلا : جاست خنده
جک : چیکار کردی ؟؟؟( تو تعجب و بغض )
ا،ت: دا..داز..دازای تو تو نامردی کردی
دازای : ا،ت ا،ت ببخش منو لطفا لطفا لطفا
ا،ت: خوابم میاد
دازای:نه نه نه نخواب لطفا
جک : ا،ت لطفااااا تروخدا
لایلا : چرا مثل سگ واسش گریه میکنید؟
ا،ت : دازای ببشید دوست ...دو...دوست دختر بدی بودم
دازای: نه نه چی مییگیییی؟؟؟
ا،ت : دوستم داشتی؟
دازای: دارم دارم دارم
ا،ت : منم دوست دارم جک خیلی خوب بودی دازای یه دختر خوب ...خوب پیدا کن ش.شب بخیر
1
2
3
تمام ا،ت مرد و اما دازای و جک
دازای : با داد بلند بشدت بلند بشدت بلند و با گریه : ا،تتت نههههه لطفاااااااا اینکارو باهام‌نکننننن
جک: دختره ی احمقق ( با گریه سگی ) میکشمت : از پشت دستاش رو گرفتم
دازای: سریع نزدیکش شدم و چندتا چاقو به بدنش وارد کردم
لایلا: چرا مگه مگه دوستم نداشتی؟
دازای: ولی من تازه خواهرم رو پیدا کرده بودم
لایلا: چ چی میگی؟؟ ( فیلم هندی میباششد)
دازای : من اونو به عنوان دوست دخترم ندیدم من من اون خواهرم بود
جک : دا...داداش ؟
لایلا : چی میگی ؟؟؟ از کجا فهمیدی؟؟؟
دازای : مدارکش دست من بود فامیلیش با من یکی بود من آدم بدی بودم چون نمیتونستم بهش بگم که تو بچگی من از خونه انداختمش بیرون و یه خانواده به سرپرستی گرفتنش
جک : یعنی وای نه
لایلا : ببخشید..
( دازای یه گلوله خالی کرد تو مغزش و تمام )
دازای : ا،ت منو ببخش


پایان 💔🖤
دیدگاه ها (۱۲)

سناریو بی تی اسوقتی برات قلدری میکنن بعد می‌فهمن افسردگی گرف...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

سناریو سانزو پارت ۲

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

سناریو مایکی پارت اخر

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

تکپارتی جونگ کوک

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط