𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏
+صبح شده بود یادم افتاد قراره امشب با بچه ها بریم بار ازاتاقم رفتم بیرون صبحانه خوردم درسامو خوندم و ساعته 5شد رفتم ی لباس خوشگل سفیده خوشگل پوشیدم. یکم ارایشم کردم ساعته پنج و نیم شد دیدم دخترا زنگ میزنن
*لیا زود باش
+باشه باشه اومدم
+رفتم سواره ماشین شدم رسیدیم بار باره خیلی شیکو مجلسی بود همین که وارد شدیم بوی الکل و سیگار خورد بهمون من رفتم ی جا نشستم با لینا ی آبمیوه سفارش دادم چون الکل نمیخورم داشتم میخوردم نگاه ی نفرو روی خودم حس میکردم ساعته 9شبم بود دخترا همشون مست بودن بجز من همه داشتن به پاهام به بدنم نگاه میکردم برام مهم نبود ی نفر اومد جلوم گفت اجازه هست منظورش این بود که بشینم منم گفتم بفرمایین
-اسمتون چیه اگه فضولی نیست
+من خب اسمم لیاست
-چه اسمه زیبایی
+خیلی ممنون
-شما چند سالته
+من 16شما چند سالتونه
-من 48
+اوه واقعا
-اره
+اصلا بهت نمیخوره فکرکنم با آدمه درستی ازدواج کردی
-نه نه راستش من ازدواج نکردم
+واقعا وایی
-اره
-خب راستش من میتونم شماره تون رو داشته باشم
+اوم خب حتما
-خیلی ممنون
من با اون مرد صحبت کردم شمارمو گرفت اما خبر نداشتم که قراره این مرد زندگیمو نابود کنه صبح شد با ذوق منتظره زنگش بودم که دیدم زنگ
+الو
-سلام
+سلام
-خوبی
+ممنون شما خوبی
-بدنیستم فقط خواستم بگم که امروز کاره مهمی داری
+اوم نه راستش چطور
-اخه میخواستم بریم بیرون
+خب باشه کیی
-خوبه ممنون بانو که به من این افتخارو میدین
+(خنده)
-خب عزیزم ساعته3میام دنبالت فقط ادرستو برام میفرستی
+باشه الا واست میفرستم
-ممنون
+اوهوم میبینمت
-میبینمت
قط شد
/این بنظرت گول میخوره
-اره بابا بچست یکم باهاش صمیمی میشم بعدش باهاش میخوابم و فیلم میگیرم مثله بقیشون تهدیدش میکنم
/خوبه خوبه پولداره
-اره من با باباش ی زمانی شریک بودم توی شرکت
/هوم خوبه ولی از حق نگذریم دختره خیلی خوشگله
-اره این یکی واقعا خوشگله ولی چیکارکنم پول مهم تره (ی کام ازسیگارش گرفت)
/بنظرم این یکیو نگه دار واسه زیر خوابت
-نه حوصله ندارم همین که اعتمادشو جلب کردم باهاش میخوابم تهدیدش میکنم فیلمارو پخش میکنم اونم دیگه طبقه معمول میترسه
/اره پس همین الا بگم خسته نباشی
-گمشو (خنده)
پایان
+صبح شده بود یادم افتاد قراره امشب با بچه ها بریم بار ازاتاقم رفتم بیرون صبحانه خوردم درسامو خوندم و ساعته 5شد رفتم ی لباس خوشگل سفیده خوشگل پوشیدم. یکم ارایشم کردم ساعته پنج و نیم شد دیدم دخترا زنگ میزنن
*لیا زود باش
+باشه باشه اومدم
+رفتم سواره ماشین شدم رسیدیم بار باره خیلی شیکو مجلسی بود همین که وارد شدیم بوی الکل و سیگار خورد بهمون من رفتم ی جا نشستم با لینا ی آبمیوه سفارش دادم چون الکل نمیخورم داشتم میخوردم نگاه ی نفرو روی خودم حس میکردم ساعته 9شبم بود دخترا همشون مست بودن بجز من همه داشتن به پاهام به بدنم نگاه میکردم برام مهم نبود ی نفر اومد جلوم گفت اجازه هست منظورش این بود که بشینم منم گفتم بفرمایین
-اسمتون چیه اگه فضولی نیست
+من خب اسمم لیاست
-چه اسمه زیبایی
+خیلی ممنون
-شما چند سالته
+من 16شما چند سالتونه
-من 48
+اوه واقعا
-اره
+اصلا بهت نمیخوره فکرکنم با آدمه درستی ازدواج کردی
-نه نه راستش من ازدواج نکردم
+واقعا وایی
-اره
-خب راستش من میتونم شماره تون رو داشته باشم
+اوم خب حتما
-خیلی ممنون
من با اون مرد صحبت کردم شمارمو گرفت اما خبر نداشتم که قراره این مرد زندگیمو نابود کنه صبح شد با ذوق منتظره زنگش بودم که دیدم زنگ
+الو
-سلام
+سلام
-خوبی
+ممنون شما خوبی
-بدنیستم فقط خواستم بگم که امروز کاره مهمی داری
+اوم نه راستش چطور
-اخه میخواستم بریم بیرون
+خب باشه کیی
-خوبه ممنون بانو که به من این افتخارو میدین
+(خنده)
-خب عزیزم ساعته3میام دنبالت فقط ادرستو برام میفرستی
+باشه الا واست میفرستم
-ممنون
+اوهوم میبینمت
-میبینمت
قط شد
/این بنظرت گول میخوره
-اره بابا بچست یکم باهاش صمیمی میشم بعدش باهاش میخوابم و فیلم میگیرم مثله بقیشون تهدیدش میکنم
/خوبه خوبه پولداره
-اره من با باباش ی زمانی شریک بودم توی شرکت
/هوم خوبه ولی از حق نگذریم دختره خیلی خوشگله
-اره این یکی واقعا خوشگله ولی چیکارکنم پول مهم تره (ی کام ازسیگارش گرفت)
/بنظرم این یکیو نگه دار واسه زیر خوابت
-نه حوصله ندارم همین که اعتمادشو جلب کردم باهاش میخوابم تهدیدش میکنم فیلمارو پخش میکنم اونم دیگه طبقه معمول میترسه
/اره پس همین الا بگم خسته نباشی
-گمشو (خنده)
پایان
- ۱۳۰
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط