....

گاهی اوقات دلم میخواهدبروم ...
کجا؟!
نمیدانم،
فقط میدانم دوست دارم صندلی کوچک چوبی ام رابایک کاغذو قلم بردارم و برای همیشه ازاین دنیای خیانتکارآدم هادورشوم...
می روم روی ناشناخته ترین سیاره وروی صندلی ام مینشینم و آنقدر شعرمینویسم تاجانم به خرخره ام آید:)
اصلامن دوست دارم بگویندعلت مرگ فلانی این بود:《وی غرق درشعرشد و شعرخفه اش کرد...》
الان هم که دارم این نوشته های آخرم رامینویسم،شکسته های قلبم کنارِقلمم ریخته..‌
می دانی؛
آدم هاکشنده ترین سم برای خودشان هستند،
این دنیادیگرجای خوبی برای آدم بودن نیست،
میروم یک جایی که صدای نطق آد م ها خنجرنشودبه قلبم،
جایی که صدای نفس هایشان مراکرنکند..
می روم جایی که گوش شنواباشد..‌
اینجادیگرجای ماندن نیست...!
_حنانه ایرانشاهی
[✨🌻]
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #خاصترین #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #پست_جدید
دیدگاه ها (۵)

موسیقی

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

عاشقانه های شبنم

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

پایان: خانواده‌ای که خودت انتخاب کردیشب، همگی توی سالن جمع ش...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

part 10

💜🪽 𝑯𝑨𝑷𝑷𝒀 𝑱𝑰𝑴𝑰𝑵 𝑫𝑨𝒀 🪽💜۱۳ اکتبر برای خیلی‌ها فقط یه روز معمولی...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط