{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پــــــارت دهــــــــــم:

پــــــارت دهــــــــــم:
گفت_الهی مامان دورت بگرده پسرکم ولی سارا چی مامان؟؟!!_ازهمون اولم دوسش نداشتم خودتم میدونستی من رها رو دوس دارم مامان،چرا دروغ میگم نمی دونم _آخ پسرم عاشق شده باشه بابابات حرف می زنم علاقه پسرم خیلی مهم تره_مامانی خیلی دوست دارم😘 _دیگه نیازی نیس بهش بگم 😐 _چرا؟؟!!😕 _همه حرفات وشنیدباخودش حرف بزن😊 ،یا حســــین بـــی رهام شدیدخیلی جون بودم خدا رحمتم کنه_سل،لام😓 _می خوای بری خواستگاری؟!_آ،ررره_ساراچی_من همون روزم گفتم سارا واسم وجود نداره _ولی.._بابا خواهش میکنم من بااون خوشبخت نمی شم مطمعنم _باشه بابا به تصمیمت احترام میزارم فردا تهرانیم شماره بابشو واسم بفرست واسه خواستگاری_بابا الهی دورت بگردم ممنون که به خواستم احترام گذاشتین😍 _پسر بزرگمی وواسه این همه حال خوبی که به منو مامانت میدی واسه این محبوبیت این خیلی کم بود بابا مبارکه _هنو خواستگاری نرفتیم نترس بابای دختره بامن ،بغض کردم بابا نبود فرشته بود _من فعلا کاردارم بعدا باهاتون تماس میگیرم خداحافظ_قطع نکن پرهام کارت داره _چشم_خداحافظ نور چشمم_ خداحافظ _به شادوماد چطوره_ بزارین بریم خواستگار بعد_اگه نده که خط خطیش میکنم 😎 😠 _اوووو😶
خشم پرهام وارد میشود 😂 _واسه داداش بزرگه خون میریزم این چیزی نیس_قربون داداش فردا میای دیگه 😀 _من نیم کی بیاد اصن خواستگاری بی من جریان نداره😎 _سقف ریخت من جونم آرزو دارم😂 _
فردا می بینمت بابای_خدافس😍 ،&رها&زنگیدیم به نفس_ها؟؟،خواب بیدار شده بود ومطمعنم که ندیده کیم پس کرم میریزم تغییر صدا_ببخشی خانم نفس مهراد_ها بله خودمم_از باغ وحش مزاحمتون میشم 😂 _بله😐 _یه گوریل کم داریم میتونی بیای جاش حقوقتم خوبه _رهههههااااا میکشمت عن خشک بیشعور عنتر 😬 _میای اینجا _باشه😄 _تو الان فحش نمی دادی چیشد داری میخندی _هیچی میام واست میگم _باشه زودتر بیا خدافس،نفس اومد تو خونه بهش گفتم نفس _جان؟؟_می خوام ازدواج کنم_هه
؟😓 باکی؟_مفصله می دونی دیونه اروپام واسه همین می خوام بایه ازدواج صوری بلیت اروپارو اوکی کنم _آجی کارت اشتباه نیست _نه بابا بعد چند وقت جدا میشم تموم بگو کیه_کی؟؟_رهام هادیان_واقععععااا
😨 _آره😄 _‌مبارکه مشهور شدی رفت😘
دیدگاه ها (۷)

پارت سومچییی اون به من گفت کوچولو از حرص خون خونمو میخورد......

پارت۶خب فیلم ترسناک تموم شد چون اینجانب بسیار ترسوام بانفس ت...

چرا این اینقدر خوبه آخه هیچی تو دلش نیست_بگو دیگه😐 _باشه باب...

پارت یازدهمرفتم سر کارم تا ظهر همش تو اتاق بودم اصلا بیرون ن...

پارت پنجمآرمان:_یعنی چی خانم نیازی دیگه نمیتونین کار کنین؟_خ...

عشق تلخ part 25 #دنیااول از همه به مادرم زنگ زدم.دلم واسه صد...

تتتتققق،باصدای در پریدم وای این چرا اینقدر عصبی میترسیدم باه...

پـــــــارت دوازدهـــــــــــم:&رهام&خب باید به طرفدارا بگم ...

#پارت_۹ #فراز_بی_پروایی نویسنده:#izeinabii_می فهممت .. اما ا...

#پارت_۲۳۱ #آخرین_تکه_قلبم به قلم #izeinabii باورم نمی شد .. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط