{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تلخ

عشق تلخ
part 25
#دنیا
اول از همه به مادرم زنگ زدم.دلم واسه صداش یه ذره شده بود
_الو((صدای خیلی گرفته))
+سلام مامان دور صدات بگردم
_سا...را...ما..مان
+جانم قربونت برم من
_کجایی جان مادر؟؟کجایی دخترم...من جونم ب لبم رسیداااا
+مامان من حالم خوبه نگران من نباش.حالت خوبه دورت بگردم
_آره مامان.دم رفیقات گرم اومدم یه سر بهم زدن داروهای واسم خریدن و رفتن..کجا غیبت زد دخترم
+مامان بعدا همچیو واست تعریف میکنم ولی بدون من حالم خوبه تو خوب باش من خوبم باشه؟؟
_باشه دخترمممم فداتشم من
#رضا
با کلی تهدید از سمت سارا از خونه زدم بیرون زنگ زدم به مهراب ک شب برم خونش
مثه مته رو اعصابم رفته بود
منم واقعیت بهش گفتم فقط خیلی میترسیدم ک اتفاقی واسه دنیا بیفته با این فکر و خیال رسیدم خونه مهراب
مهراب درو باز کرد و رفتیم خونش
سلام داداش
_سلام خوبی مهراب
+شکر.چخبر از دنیا.اوکیه.میدونی کجاس
_بت گفتم کار کاره ساراعه دیه
_آره داداش.داداش میخواستم ی موضوع خیلی جدی بگم بت ترسیدم اوکی نباشی فعلا
+چی؟؟
_من عاشق دوست دنیا شدم.بعد اون روز بت نگفتم منو پانیذ هم رفتیم دنبال دنیا.چند بار قرار گذاشتیم.اخلاقش عینه دنیاعه‌اونم گرفتاری کم نداره ولی حالا اوکیش میکنیم.
+چخبرررر باجناققققق
_داداش مسخره نکن به نظرت اوکیه بش بگم .اون نمیدونه فقط به فکر دنیاعه
+چه میدونم داداش.اونو حلش میکنیم فردا باهاش قرار میزاریم اوکی شه
_وایی
ادامه دارد....
نظرتون درباره رمان؟؟
داره خوب پیش میره یا چی؟
دیدگاه ها (۱۵)

عشق تلخ part 26#رضاخیلی خوابیده بودیم((معمولا پیش مهراب ساعت...

عشق تلخ part 27#مهراب خیلی استرس داشتم.میترسیدم پانیذ یهو ه...

عشق تلخ part 24#رضادیدم صدای ماشین از تو پارکینگ میاد.مطمئن ...

عشق تلخ part 23#رضاتقریبا شب شده بود:)خیلی خوابیده بودم مادر...

واکسن؟&داداش-جونم&میشه بغلم کنید -البته که میشه(آروم رفت رو ...

موضوع: عشق درون پارت ۱۹(پرش زمانی به ساعت ۱:۱۰ ظهر)منو جونگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط