تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۶

اوراراکا: دکو زود باش باید بریم!

ایزوکا: کاچان نمیتونه حرکت کنه! تو برو منم میام

اوراراکا: منم کمکت میکنم!

ایزوکا زیر شونه باکوگو رو میگیره و اون رو به اوراراکا میده که از اینجا ببره بیرون...وقتی اونا رفتن

ذهن ایزوکا: نمیتونم از همه ی قدرتام استفاده کنم پس فقط پای از کوبنده استفاده میکنم

دکو پرید توی هوا و به ربات ها به سرعت نور حمله میکرد اما متوجه یه چیز عجیب شد...

ایزوکا: من که از یه درصد استفاده کردم...چرا قدرتش به اندازه ۱۰ درصد زندگی قبلیمه؟

صاحب۷: میدوریا مثل اینکه قدرتت تو این دنیا بیشتر از دنیای قبلیه یعنی اگه تو قبلا از ۵۰ درصد قدرتت استفاده میکردی الان برای اون میزان قدرت فقط باید از ۵ درصد استفاده کنی

ایزوکا: یا خدا!! پس اگه از۱۰۰ قدرتم استفاده کنم...

صاحب۵: درسته...اگه اینکار رو کنی یعنی سند مرگ خودت رو امضا کردی

از ربات ها یه صدای آشنا پخش شد.‌‌..

؟: خب خب، شناختی یا نه؟ بهتره تا دوباره کار دست بقیه ندادی خودت رو تسلیم ما کنی!

ایزوکا: شیگاراکی؟ یعنی واقعا از الان دست به کار شده؟

صدای شیگاراکی: پس بیا همونجا...

ایزوکا: خفه شو! اگه دلت نمیخواد بمیری...دست از این مسخره بازی ها بردار!

بعدش با یه ضربه ۵ درصدی ربات رو پودر کرد...و آروم امد رو زمین...وقتی رفت بیرون همه ی بچه ها با تعجب به میدوریا نگاه میکردن( کاچان بیهوش بود)

ایزوکا: چیزی رو صورتمه؟ چرا اینجوری نگاه میکنین؟

جیرو: خب تو...حتی یه خراش هم بر نداشتی

ذهن ایزوکا: خاک تو سرم الان بهم مشکوک نشن!

کریشیما: از باکوگو شنیده بودم کوسه نداری...اما این...

ایزوکا: نه...چیزه...من خب...

مدیر نزو: سلام به همه!

همه ی بچه ها: مدیر نزو؟!

مدیر نزو: میدوریا...میشه با من بیای؟

ایزوکا: باشه...
ذهنش: احساس خوبی به این قضیه ندارم

دفتر مدیر نزو^

مدیر نزو: بفرما داخل

ایزوکا: ممنون...آلمایت تو هم اینجایی؟

آلمایت: آره خب...داشتم مسابقه رو میدیدم...چطور اون کار ها رو کردی؟ و از چند درصد قدرتت استفاده کردی؟

ایزوکا: خب...راستش من فقط از یک درصد قدرتم استفاده میکردم...بجز ضربه آخر که پنج درصدی بود و خب...خودمم نمیدونم! انگار از روی عادت بود

آلمایت و مدیر نزو تو یه شک خیلی شدید فرو رفتن...

مخفیگاه ویلن ها^

شیگاراکی: خیلی قوی شده...اما اینکه دختر شده واقعا خنده داره

دابی: خب...حالا چی؟

توگا: من خون میخوام!! تو بهم قول خون ایزوکا رو دادی!!

شیگاراکی: بزودی اون رو
می کشیم...نگران نباشید

ویو UA کلاسA1^

جیرو: ولی کاش مبارزش رو میدیدیم!

کریشیما: آره واقعا!

مینا: من خیلی خوشم اومد!

کامیناری: عجیبه که زخمی هم نشده بود!

باکوگو: در مورد چی حرف میزنین نفله هااا؟ من فقط دو ثانیه بیهوش شدماااا!💢

ایدا: ۳ دقیقه تاخیر تکرار نشه!

مومو: اون دختره کیه؟

مینا: شنیدم مثل تو با توصیه نامه اومده...اسمش چی بود؟...آها! شوتا تودوروکی!
دیدگاه ها (۷)

اینو زیاد تو تیک تاک دیدم😁مامانمو درک نمیکنم🫠#باکودکو #باکوگ...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۶**باکوگو**اتوبوس راه افتاد. بالاخره...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

پارت پونزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو(مغز باکوگو می...

اوچاکو اوراراکاااا🛐🎀✦ ˚₊‧⁺˖⋆。°✩₊˚.⋆。°✩₊˚.⋆。°✩𓂃 ࣪˖ ִֶָ💥 𓈒 𐙚 𓈒...

خداوکیلی این چ ترندیه😂✦ ˚₊‧⁺˖⋆。°✩₊˚.⋆。°✩₊˚.⋆。°✩𓂃 ࣪˖ ִֶָ💥 𓈒 𐙚...

نه بابا گریه چیه؟ خاک رفته تو چشمم🥲✦ ˚₊‧⁺˖⋆。°✩₊˚.⋆。°✩₊˚.⋆。°✩...

سناریو باکودکو

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط