حجاب:

حجاب:
خاطره یک پرستار:دکتر اشاره کرد که چادرم را دربیاورم تا راحت تر بتوانم مجروج را جابه جا کنم.
موقعی که داشتم ازکنار او ردمیشدم تابروم چادرم را دربیاورم،مجروح چادرم رابه سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت:من دارم میروم که تو چادرت را درنیاوری،ما برای چادر داریم میرویم.چادرم در مشتش بود که شهید شد.
اندکی تامل
دیدگاه ها (۳)

حجـابــخـاطـره یـک پرستـاردکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاو...

حجاب.وصیت.شهدا👈 ‏دکتر اشاره کرد چـــــادرم را دربیاورم تا را...

‏دکتر اشاره کرد چادرم را دربیاورم تا راحتتر مجروح را جابجا ک...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 ‏دکتر اشاره کرد چـــــادرم را دربیا...

بیمارستان از مجروحین پرشده بود... حال یکی خیلی بد بود......

رگهایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت . وقتی دکتر ای...

•🖤🔦•ــ ــ رگهایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت . وق...

رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.وقتی دکتر این...

خونریزی شدیدی داشت . . .داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چاد...

چادر من ...بیمارستان از مجروحین پر شده بود...حال یکی خیلی بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط