{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حجـابــ

حجـابــ

خـاطـره یـک پرستـار


دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

موقعی که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم چادرم را دربیاورم، مجروح به سختی، گوشه

چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت:
من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم. چادرم در مشتش بود که شهید شد.

اندکی تامل
دیدگاه ها (۱۱)

حجاب:خاطره یک پرستار:دکتر اشاره کرد که چادرم را دربیاورم تا ...

رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.وقتی دکتر این...

#عفت_زینبی0120

‏دکتر اشاره کرد چادرم را دربیاورم تا راحتتر مجروح را جابجا ک...

•🖤🔦•ــ ــ رگهایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت . وق...

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ ما برای این چادر داریم ...

رگ هایش پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.... وقتی دکتر او ر...

چادر من ...بیمارستان از مجروحین پر شده بود...حال یکی خیلی بد...

حجاب.وصیت.شهدا👈 ‏دکتر اشاره کرد چـــــادرم را دربیاورم تا را...

بیمارستان از مجروحین پر شده بود...حال یکی خیلی بد بود...رگ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط