{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏دکتر اشاره کرد چادرم را دربیاورم تا راحتتر مجروح را جابج

‏دکتر اشاره کرد چادرم را دربیاورم تا راحتتر مجروح را جابجا کنم،مجروح که بهوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده گفت: من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری.چادرم در مشتش بود که شهید شد
دیدگاه ها (۴)

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت10دکتر لی:خا...

چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار دارهداستان روباه دم‌بریده...

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

دیدار باتو (پارت ۴)

✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...

رز آبی پارت ۲۶

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۲#چند_پارتی#سونگمین-خفه نمیشی هااااااا (عربده...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_51سریع سوار ماشین شدم و با س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط