{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حوض_نقاشی

#حوض_نقاشی
ببخشید که بابات شدم سهیل
خدا تو رو یهویی داد خو
قبلش که مثه بچه قورباغه بودی همه میگفتن شبیه باباشه
اما خوب شد یواش یواش شبیه مریم شدی؛ قشنگ!
خوب شد مرد شدی بابا
به مریم گفتم نیاد تو تا مثه مرد مردونه حرف بزنیم
مامان باباها خیلی خوبن سهیل
بخدا
وقتی نباشن میفهمی
باور کن
به خاک آقام
دفتر نقاشی مامان جدیدتو پاره نکنی بابا
کفترا حالتو میپرسن
دوس داشتی ، وقت داشتی بیا بهشون سر بزن
گریه نکنی سهیل
نه گریه ماله مرده
فقط سرتو بالا بگیر گریه کن

#بانوی_اردیبهشت
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۵

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

[•] عمارت عشق [•] part: 14با اولین پرتو های نور چشماشو باز ک...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

#رد_خون_و_بوسه19راوی:لارا صبح رفت عمارت تهیونگ برای ثابت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط