{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منشی من [پارت ۴ ]

منشی من [پارت ۴ ]
[پرش زمانی به وقتی که ارا میرسه خونه]
کد خونه رو زدم مو وارد خونه شدم و خودمو رو مبل پهن کردم
ارا : آخ چقدر امروز راه رفتممم
یه نگا به ساعت کردم وای ساعت ۴۵ : ۶ دیقه رو نشون میداد
ارا: شتتت
سریع بلند شدمو یه دوش ۱۰ مینی گرفتمو یه آرایش لایت کردم (اسلاید ۲ میزارم ) و لباس مهمونی که آمده کرده بودمو پوشیدم (اسلاید ۳ میزارم )
یه نگا به ساعت کردم ۷:۵۰ دیقه رو نشون میداد
ارا : یسس ، درست سر موقع
کفشای پاشنه بلند قشنگتو پوشیدم و یه کت برداشتم ، داشتم گوشیمو چک میکردم که یهو سوهو زنگ زد [مکالمه بین سوهو و آرا ]
سوهو : پایینم بدو بیا
ارا : چشم عباس آقا
سوهو : همینه ، آفرین یه چشم بگو
ارا : نمیگمممممم
سوهو : دیوونه [خنده ]
[پایان مکالمه]
ویو سوهو
وقتی آمد چشمم روش قفل شده بود خیلی قشنگ شده بود ۵ دیقه چشمم روش قفل بود
ویو ارا
در ماشینو باز کردمو نشستم تو ماشین [عکس ماشینم اسلاید ۴ میزارم] هنوز زل زده بود بهم که گفتم
ارا : اهم ، اهم اهممم[بلند] بریم؟
سوهو : ها آره
رسیدیم به مهمونی همه چشا روی ما بود با اینکه عادت داشتم ولی معذب بودم
[چرا کامنت نمیزارید این دفعه شرط کامنتا نرسیده بود ولی بازم گذشتم]
شرطا
۱۳ لایک
۵ کامنت
دیدگاه ها (۹)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:9ویو «سلین»&دخترم میخواستم یه چیز...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

تک پارتی به مناسبت تولد جیمین

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

COERCION

/عشق فراموش شده/[p7] ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 21«کوک هم لونا رو رسوند خونه...

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط