آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟

آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟
با وفا با دست بسته، بی کس و تنها چرا؟
آب را در جستجویت من قسمها داده ام
آب را بیگانه میدانی، دل ما را چرا؟
دست وپایت بسته اند، در چشمهایت خاک وخون
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟
در میان خاک خوابیدی، کجا بود مادرت؟
لای لایی را نخوانده، بسته دست وپا چرا؟
خدا کند امروز
هیچ مادری به استقبال نیاید. ..
قیامت میشود
مادر آغوش باز می کند
دستها بسته اند
حسرت در آغوش کشیدن را چه کند؟
.....عجب حکایتی است امروز
نمی دانم هواشناسی ها هوای تهران را چگونه گزارش خواهند کرد...
شاید خبرنگار واحد مرکزی در حالی که بغض گلویش را فشرده روی انتن برود و گزارش کند که توده ای هوای بهشتی در حال عبور از شهر است...
شاید ان یکی امد و گفت امروز شهر تهران به علت عبور۱۷۵ فرشته ی دست بسته استثنایا فاقد هر گونه الاینده ای ایست...
شاید آن یکی...
نمی دانم ...فقط تنها چیزی که می دانم این است که امروز شهر تهران به حرمت عبور قهرمانانم‌‌ پاک ترین شهر دنیاست...
ای مادر
خرده نگیر که این همه سال....
نه خطی نه خبری....
دستشان بسته بود...!!!!
دیدگاه ها (۱۰)

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

رمان انتقام ازدواج کامل

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط